ايشان مانند مردگانند « 1 » تو مرده را نتوانى شنوانيدن و نه كران را آواز به گوش توانى رسانيدن « 2 » خاصّه چون برگردند و پشت بر تو گردانند « 3 » و تو كوران و نابينايان را راه نتوانى نمودن از ضلالت و گمراهى ايشان
[ إِنْ تُسْمِعُ ]
نتوانى شنوانيدن الّا كسى را كه بآيات ما ايمان آرد به آنكه حديث تو بشنود و به آن منتفع شود و آنان كه چنين باشند ايشان مسلمان باشند و اين همه بر سبيل تمثيل است آنگه گفت :
[ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ ]
خداى آنست كه بيافريد شما را از ضعف « 4 » يعنى به نيت « 5 » شما را بر ضعف و سستى مجبول كرد يا شما را از نطفهء ضعيف آفريد آنگه از پس ضعف قوّت داد و جوانى آنگه بعد از قوّت و جوانى ضعيف و پير گردانيد .
[ يَخْلُقُ ما يَشاءُ ]
مىآفريند آنچه ميخواهد و اوست آن خداى كه عالم و قادر است و دانا و توانا بر كمال « 6 » .
هامش
( 1 ) - وجه شبه آنست كه ابو الفتوح ( ره ) گفته : « اين كافران در قلّت فهم و انديشه با مردگان مانند از آنجا كه منتفع نهاند با آنچه ميشنوند و مثل الآية فى المعنى قول الشاعر :لقد أسمعت لو ناديت حيّا * و لكن لا حياة لمن تنادى »( 2 ) - اين ترجمه مبنى بر يك قرائت است و قرائت ديگرى نيز هست ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته :
« ابن كثير خواند [ يسمع الصّمّ الدّعاء بياء مفتوح و ميم مفتوح و رفع [ الصمّ ] بر فاعليّت چنان كه فعل باشد ايشان را و معنى چنين باشد كه : كر آواز دعا نشنود ، و باقى قرّاء بتاء مضموم و كسر ميم و نصب[ الصُّمَّ ]خواندند يعنى تو نشنوانى كران را دعا ، برين قرائت متعدّى باشد به دو مفعول » .
( 3 ) - در بعضى نسخ : « كنند » .
( 4 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « عاصم و حمزه خواندند [ ضعف ] بفتح ضاد و أعمش و يحيى بن وثاب در شاذّ و روايت كردند و گفتند : اين لغت پيغامبر است عليه السلام و باقى قرّاء [ ضعف ] خواندند بضمّ ضاد و هما لغتان كالرّغب و الرّغب و الكره و الكره فرّاء گفت : ضمّ لغت قريش است و فتح لغت تميم » .
( 5 ) - در منتهى الارب گفته : « بنيه بالضمّ و الكسر بنا و نهاد و آفرينش چيزى ؛ يقال : فلان صحيح البنية اى الفطرة بنى بضمّ و كسر جمع » .
( 6 ) - اشاره به آنست كه « فعيل » از اوزان مبالغه است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته :
«[ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ ]؛ « او عالم است و قادر و دانا و توانا بر كمال و [ فعيل ] در اين باب بناء مبالغت باشد » .