اوست آن خداى كه بيافريد شما را در بدايت و روزى رسانيد در ميانه مادام كه در حياتيد و بميراند به آخر و زنده گرداند در آخرت « 1 » هيچكس هست از شريكان شما از آنان كه با خداى شريك گرفتهايد كه ازين نوع چيزى بكند كه خداى مىكند ؟ يا قادر باشد بر بعضى ازين چيزها ؟
[ سُبْحانَهُ وَ تَعالى ]
منزّه است و متعالى آن خداى كه اين جمله از افعال اوست از آنچه با وى شريك گيرند . آنگه گفت :
[ ظَهَرَ الْفَسادُ ]
آشكارا شد فساد در بيابان و در دريا بسبب آنچه ميكنند از معاصى و كفر ؛ فساد بيابان بقحط و اندكى باران و نبات باشد ، و فساد دريا به آن بود كه منافع از وى كمتر بود « 2 » قتاده گفت : اين پيش از مبعث « 3 » رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود چون خداى سبحانه و تعالى رسول را بفرستاد اهل بيابان پر از خير و بركت و خصب شدند و اهل درياها از ديهها و شهرها « 4 » كه بر كنار دريا باشد همه در نعمت و خير افتادند عبد اللّه عبّاس و عكرمه و مجاهد گفتند : فساد كه آشكارا شد در زمين بقتل قابيل بود هابيل را ، و در دريا به غصب آن پادشاه بود كه كشتيها به غصب مىستد و نام او جلندار بود از قبيلهء أزد فى قوله تعالى : و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبا
[ لِنُذِيقَهُمْ
« 5 »
]
تا بچشانيم ايشان را بعضى از آنچه كرده باشند يعنى و بال و عقوبت كردار ايشان در دنيا تا باشد كه ايشان رجوع كنند و از معاصى و ناشايست باز استند .
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) در اينجا باضافهء : « آنگاه بر سبيل تذكير نعمت گفت » .
( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « و فساد بحر به آنكه آبش كم شود و منافعى كه ازو بودى كمتر بود بشومى گناه بنى آدم » .
( 3 ) - در بعضى نسخ : « بعثت » .
( 4 ) - اشاره به آنست كه ابو الفتوح ( ره ) گفته : « مجاهد گفت : مراد به اين بحر نه درياست بل مراد هر شهرى و ديهى است كه آن را آب روان باشد عطيه گفت : هر آن سالى كه باران كم باشد غوص كم باشد عبد اللّه عباس گفت : لؤلؤ در شكم صدف از قطرهء باران بود كه آن روز كه باران بيايد دهن باز كند هر قطرهء باران كه در دهن او افتد در شكم او درّى شود حسن بصرى گفت : مراد به دريا شهرهاست كه در كنار دريا بود » .
( 5 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « سلمى در شاذّ بنون خواند و جملهء قرّاء بياء ردّا الى اسم اللّه » .