صادق عليه السّلام گفت « 1 » : چون در زمينى باشى كه آنجا در خداى عاصى شوند آن زمين را بگذار و از مرگ مترس و كار او بساز كه
[ كُلُّ نَفْسٍ ]
هر نفسى تلخى مرگ بچشد اگر در زمين خود بود و اگر در زمين غربت باشد . پس آنگاه كه مرگ چشيده باشيد مرجع و باز گشت شما با من خواهد بود « 2 » .
[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيات 58 تا 61 ]
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ غُرَفاً تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ ( 58 ) الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ( 59 ) وَ كَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُها وَ إِيَّاكُمْ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 60 ) وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ ( 61 )
و آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح كردند ما ايشان را جاى دهيم و مقام سازيم از بهشت در غرفههاى بلند و درجههاى رفيع كه ميرود و در زير غرفههاى ايشان جويهاى آب روان ؛ ايشان در آنجا باشند خالد و جاويد چه نيكو مزديست بهشت مر عاملان را بطاعت خداى . آن مؤمنانى كه صبر كردند و كنند بر مفارقت اوطان و رها كردن خويش و قبيله و خان و مان ، و توكّل كنند در كارها بر خداى خود ، و نباشند از فقر و فاقت پريشان از آن سبب كه دانند كه او آفريدگار جهان است و روزى رسانندهء خلقان چنان كه گفت :
[ وَ كَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا ]
اى بسا جانور و حيوان كه خداى را هست كه وى روزى خود بر نتواند گرفت و نگه نتواند داشت كه خداى وى را روزى مىرساند و شما را ، و او خدائيست شنوندهء گفتار شما و دانندهء كردار شما .
گفتهاند كه : سبب نزول آيت آن بود كه چون بهجرت فرمودند و صحابه نقل ميكردند از مكّه با مدينه بعضى گفتند كه : آنجا ما را سرائى نيست و ملكى و عقارى نه ؛ آنجا نان از كجا آريم ؟ و وجه معاش از كجا سازيم ؟ خداى تعالى اين آيت فرستاد
[ وَ كَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ ]
.
هامش
( 1 ) - اين حديث در تفسير ابو الفتوح ( ره ) به نظر من نرسيد ليكن در منهج الصادقين هست .
( 2 ) - اين ترجمه مبنى بر قرائت[ تُرْجَعُونَ ]بتاء خطاب است ؛ در منهج الصادقين گفته :
« [ يرجعون ] باز گرديده خواهند شد و حفص بخطاب ميخواند يعنى شما بازگرديده خواهيد شد » .