[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيات 53 تا 57 ]
وَ يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ لَوْ لا أَجَلٌ مُسَمًّى لَجاءَهُمُ الْعَذابُ وَ لَيَأْتِيَنَّهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ( 53 ) يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ ( 54 ) يَوْمَ يَغْشاهُمُ الْعَذابُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ وَ يَقُولُ ذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ( 55 ) يا عِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي واسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ ( 56 ) كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ ( 57 )
و تعجيل ميكنند ترا به عذاب و از تو عذاب عاجل ميخواهند بر سبيل استهزا و انكار ؛ گفتند : آيت در نضر بن الحارث آمد كه او گفت : أمطر علينا حجارة من من السّماء ؛ و اگر نه آنستى كه ايشان را وقتى است نام برده كه آنوقت عذاب بر ايشان فرود آيد و آن روز بدر است .
ابن عبّاس گفت : معنى آنست كه اگر نه آنستى كه من وعده دادم ترا كه در عهد تو ايشان را عذاب استيصال نكنم و عذاب كافران عهد تو با قيامت افكنم ؛ بيانه قوله تعالى :
بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَ السَّاعَةُ أَدْهى وَ أَمَرُّ
. . .
[ لَجاءَهُمُ الْعَذابُ وَ لَيَأْتِيَنَّهُمْ بَغْتَةً ]
هر آينه بايشان آمدى عذاب خداى ناگاه و ايشان را بگرفتى و ايشان آن را ندانستندى و از آن بى خبر بودندى ، تعجيل ميكنند ترا به عذاب و بحقيقت كه دوزخ هلاك كنندهء كافران است و محيط و گرد در آمده بايشان
[ يَوْمَ يَغْشاهُمُ ]
روزى محيط بود بايشان عذاب دوزخ كه بايشان رسد و ايشان را باز پوشد از بالاى سر ايشان و از زير قدم ايشان ؛ و ما گوئيم ايشان را كه : بچشيد و بكشيد جزاى آنچه در دنيا ميكرديد از معاصى . آنگه گفت :
[ يا عِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا ]
اى بندگان من كه ايمان آوردهايد زمين من فراخ است مرا پرستيد ، و اگر در زمينى باشيد كه مرا آنجا طاعت نتوانيد كردن آن را بگذاريد و بزمينى ديگر رويد كه آنجا مرا توانيد پرستيدن . مجاهد گفت كه :
زمين من فراخ است هجرت كنيد ؛ بيانش : أرض اللّه واسعة .
از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت است كه : هر كه او دين خود بگريزاند از زمينى بزمينى و اگر همه يك بدست « 1 » باشد او را بهشت واجب شود و رفيق من باشد در بهشت و رفيق ابراهيم عليه السّلام .
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « يك شبر » ؛ در برهان قاطع گفته : « بدست بكسر اوّل و ثانى و سكون سين بىنقطه و فوقانى وجب را گويند و به عربى شبر خوانند و بفتح اوّل و ثانى هم آمده است » .