تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
و همچنين فرستاديم به تو كتاب را يعنى قرآن را چنان كه بپيغمبران پيشين فرستاديم كتابها چون توراة و انجيل و زبور ، پس آنها كه ايشان را كتاب داديم به اين كتاب قران ايمان مىآرند چون عبد اللّه سلّام و اصحاب او
[ وَ مِنْ هؤُلاءِ ]
و از اينان يعنى اهل مكّه كس هست كه به او ايمان مىآرد و گفته‌اند كه : هر دو گروه اهل كتابند آنان كه پيش ازو بودند و نعت و صفت او خواندند و بدوم اهل عصر او خواست آنگه گفت كه : جحود و انكار نكند آيات ما را مگر كافران
[ وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا ]
و تو اى محمّد پيش از قرآن كتابى نميخواندى و بدست خود هيچ كتابى نمىنوشتى « 1 » كه اگر چنين بودى مبطلان در تو و در نبوّت تو بشكّ افتادندى ؛ گفتندى كه : ما در كتاب خوانده‌ايم كه پيغمبر آخر الزّمان خواننده و نويسنده نباشد اكنون وى نويسنده و خواننده است ؛ اين آن پيغمبر نيست . و ديگر آنكه اگر خواننده و نويسنده بودى ممكن بودى كه ايشان را شكّ آمدى ؛ گفتندى كه : اين كتاب انداختهء « 2 » وى است و نوشته و آموختهء اوست چه او مرد كتاب خوان و كتاب نويس بوده است و چون تو مرد امّى باشى تهمت زايل شود . آنگه از آن اضراب كرد و گفت : بل كه اين قرآن آياتى است روشن و هويدا در سينهء آنان كه ايشان را علم دادند و ايشان پيغمبراند و ائمّه و علماء كه ازو ياد گرفتند و معانى آن در دل ايشان راسخ و ثابت گشت و اين دو چيز از خصايص قرآن است يكى آنكه معجز است دوّم آنكه محفوظ است ياد ميگيرند و از ياد ميخوانند و اين دو چيز هيچ كتابى از كتابهاى خداى را نبوده است و آيات ما را جحود نكنند الّا ظالمان نفس خود .
هامش
( 1 ) - بدانكه اگرچه ظاهر آيه دلالت دارد كه پيغمبر ( ص ) نميتوانسته است بخواند و بنويسد ليكن برخى از وجوه متقنه مىرساند كه آن حضرت هم خواندن و هم نوشتن را ميتوانسته است پس بايد ظاهر آيه را به زمان قبل از نبوّت تخصيص داد و مفاد وجوه اشاره شده را به زمان بعد از نبوّت ، و يا بوجه مناسب ديگرى چنان كه در احاديث وارد شده توجيه كرد تا تنافى بر طرف شود . ( 2 ) - « انداخته » بمعنى موضوع و ساخته است به اين معنى كه كلامى وضع كنند و به كسى نسبت دهند و اين لفظ به همين معنى در تفسير ابو الفتوح ( ره ) مكرّر به كار رفته است و علّامهء قزوينى در خاتمة الطبع تفسير ابو الفتوح ( ره ) در مقدّمهء كه نوشته به اين استعمال در آن تفسير تصريح كرده است و ما نيز در تعليقات نقض نظر به كار رفتن آن در عبارات شيخ عبد الجليل ( ره ) به اين استعمال تصريح كرده و معنى آن را با ذكر شواهد روشن ساخته‌ايم فراجعه ان شئت .