تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
بآيت قتال ؛ و ديگران گفتند : منسوخ نيست حكمش بر جاى خويش است باوّل نوبت دعوت بايد كردن و ايشان را بحجّت با راه حق بايد خواندن ؛ چون قبول نكنند آنگه قتال كردن و مجادله كردن بر وجه احسن ؛ تا ايشان بايمان نزديك شوند . و اصل جدل فتل « 1 » خصم است يعنى باز گردانيدن خصم را از مذهبش بطريق محاجّه . مجاهد گفت : معنى آنست كه اگر ايشان سخن زشت گويند تو سخن نيكو گوى ؛ آنگه استثنا كرد از ايشان جماعتى را و گفت : مگر آنان كه ظلم كنند ازيشان بابتدا كردن قتال با تو ؛ و در حجّت گفتن و شنيدن تن در ندهند و لطف و رفق را با ايشان فايدهء نبود . آنگه گفت : بگوئيد در مجادله كه : ما ايمان داريم بكتاب ما كه قرآن است و بكتاب شما كه توراة و انجيل است ، و خداى ما و خداى شما يكى است و ما وى را گردن نهنده‌ايم . ابو سلمه روايت كرد كه : جهودان تو راه ميخواندند بعبرانى و تفسير آن بتازى ميكردند براى مسلمانان ؛ رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : اهل كتاب را درين كه ميگويند تصديق مكنيد و تكذيب مكنيد ؛ كه شما ندانيد كه ايشان راست ميگويند يا دروغ ؛ ايشان را اين گوئيد كه : آمنّا بالّذى أنزل الينا و أنزل اليكم « 2 » .

[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيات 47 تا 49 ]

وَ كَذلِكَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ فَالَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مِنْ هؤُلاءِ مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلاَّ الْكافِرُونَ ( 47 ) وَ ما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذاً لارْتابَ الْمُبْطِلُونَ ( 48 ) بَلْ هُوَ آياتٌ بَيِّناتٌ فِي صُدُورِ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلاَّ الظَّالِمُونَ ( 49 )
هامش
( 1 ) ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و اصل [ جدل ] و [ جدال ] فتل خصم باشد از مذهبش بطريق محاجّه ؛ و منه حبل مجدول أى محكم الفتل ، و منه [ الاجدل ] للصّقر و [ الجديل ] للزمام المجدول من الادم ، و گفتند : اشتقاق « جدل » از [ جداله ] - ( در منتهى الارب گفته : « جدالة كسحابة زمين يا زمينى كه ريك تنك دارد » . ) - است و هى الارض و آن آنست كه هر يكى از خصمان طلب آن كنند تا خصم را بر زمين زند » . ( 2 ) - طالب متن اين حديث بنصّ عبارت مذكور در تصحيح بخارى رجوع كند بخاتمة - الطبع تفسير حاضر ( جلد دهم ص 501 ؛ س 17 - 20 ) و در آنجا احاديث ديگرى نيز به همين مضمون نقل شده است و در تفسير الدّرّ المنثور سيوطى نيز احاديث بسيارى در اين مضمون مذكور است فراجع ان شئت ( ج 5 ؛ ص 47 ) .