بخوان اى محمّد آنچه وحى كرده شد به تو از كتاب قرآن ، و نماز بپاى دار كه نماز نهى كند و باز دارد از معاصى و ناشايست عبد اللّه بن عمر گفت : مراد به [ صلاة ] قرائت قرآن است لقوله
[ وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ ]
اى بقراءتك ؛ و پيغمبر خداى گفت : اقرأ القرآن ما نهاك فاذا لم ينهك فلست تقرأه « 1 » ؛ قرآن ميخوان مادام كه ترا نهى بكند ، و چون نهى نكند ترا ؛ قرآن نخوانده باشى . ديگر مفسّران گفتند : مراد نماز است حمل بر ظاهر ؛ بيانش قول رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : من لم تنهه صلاته عن الفحشاء و المنكر لم تزده من اللّه إلّا بعدا ؛ هر كه نماز او را از منكر و ناشايست باز ندارد آن نماز نيفزايد او را از خداى الّا دورى .
انس مالك گفت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را گفتند كه : فلان كس با تو پنج نماز را به جماعت مىكند و ليكن هيچ معصيت نيست كه ارتكاب نكند « 2 » گفت : نماز او را منع كند ، أنس گفت : بس روزى برنيامد كه توبه كرد از معاصى .
[ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ ]
يعنى ياد كردن خداى تعالى ما را بهترست از ياد كردن ما خداى را ؛ چه ذكر او ما را تشريف و تفضيل باشد و ذكر ما او را تعبّد و تذلّل . دگر آنكه ذكر او ما را بخير قطع باشد برحمت و مغفرت ، و ذكر ما او را بر سبيل دعا و تضرّع قطع نباشد ما را در اجابت « 3 » ، دگر آنكه « 4 » ذكر او ما را از سر استغناست ؛ و ذكر ما او را از سر احتياج « 5 » . ذو النون گفت : براى آنكه ذكر او ما را مقدّم است بر ذكر ما او را تا او ما را ياد نكرد ما او را ياد نكرديم ، ذكر او ما را بىسابقه « 6 » است و ذكر ما او را بمقدّمهء لطف و توفيق .
بعضى مفسّران گفتند كه : ذكر خداى بزرگتر و بزرگوارتر است از همه چيزها .
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « فليست بقراءة » .
( 2 ) - در بعضى نسخ : « هيچ معصيت رها نميكند تا كه ارتكاب نميكند » .
( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء « ذكر او ما را علامت قبول بود و ذكر ما او را اين وجه ندارد » .
( 4 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) بجاى « دگر آنكه » : « اهل اشارت گفتند » .
( 5 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء « دگر آنكه ذكر او اما را دايم باشد و ذكر ما او را در احيان و اوقات ، ذكر ما او را براى جرّ منفعت باشد و دفع مضرّت ، و ذكر او ما را از سر فضل و كرم باشد » .
( 6 ) - در تفسير چاپى ابو الفتوح ( ره ) : « بىسالفه » .