و همچنين هلاك كرديم قارون و فرعون و هامان را كه موسى بايشان آمد بپيغمبرى بآيات و معجزات « 1 » ، ايشان تكبّر كردند در زمين ، و چون ما ايشان را بگرفتيم به عذاب بر ما سبق نبردند و از عذاب ما نجستند ، آنگه بيان كرد كه : هر قومى را بچه هلاك كرديم گفت كه : هر يكى را از ايشان بگناه وى بگرفتيم بعضى را از ايشان بباد هلاك كرديم با دى كه آن را [ حاصب ] خوانند و آن بادى باشد سخت كه سنگ ريزه آرد خداى تعالى بر ايشان سنگ بباريد و ايشان قوم لوط بودند بقول عبد اللّه عبّاس
[ وَ مِنْهُمْ ]
و از ايشان بعضى آن بودند كه ايشان را صيحه بگرفت يعنى آواز و آن آواز جبرئيل بود و ايشان ثمود بودند قوم صالح ، و از ايشان كسى بود كه ما ايشان را به زمين فرو برديم و آن قارون بود و قومش ، و از ايشان كس بود كه ما او را غرق كرديم و آن فرعون بود و اتباعش و قوم نوح ، آنگه گفت :
[ وَ ما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ ]
و خداى تعالى بر ايشان ظلم نكرد براى آنكه ايشان مستحقّ آن بودند و ليكن ايشان بر خود ظلم كردند بكفر و ظلم و فسق و نافرمانى .
[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيات 41 تا 44 ]
مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ( 41 ) إِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 42 ) وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلاَّ الْعالِمُونَ ( 43 ) خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِلْمُؤْمِنِينَ ( 44 )
مثل آنان كه بدون خداى دوستان و معبودان گرفتند از اصنام و اوثان چون مثل عنكبوت « 2 » است كه او خانه گيرد و ضعيفترين خانهها خانهء عنكبوت است
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) باء « بالبيّنات » را باء تعديه گرفته و چنين گفته است : « و موسى بايشان آورد بيّنات و معجزات » .
( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) عنكبوت را بكلمهء « كراتين » ترجمه كرده است و همچنين است در ديوان قوامى زيرا وى گفته ( ص 21 ديوان مطبوع ) :« مگس را پرده كى بر گيرد آنگه * كه اندر پردهء كرّاتن افتاد »نگارنده در ذيل بيت چنين گفته : « اسدى طوسى در كتاب لغت فرس گفته : .
« كرّاتن عنكبوت بود فرقدى طوسى گويد :« همى بستد سنان من روانها همچو بو يحيى * همى بر شد كميت من بتارى همچو كرّاتن »و فعلا در بعضى نقاط ايران نيز مانند رضائيّه گاهى از عنكبوت بكرّاتن تعبير ميكنند و خودم مكرّر در مكرّر از اشخاص روستائى و غير ايشان اين تعبير را شنيدهام ، و شنيدم كه در نائين نيز در اين زمانها بر عنكبوت « كرتينه » اطلاق ميكنند .