[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيات 36 تا 38 ]
وَ إِلى مَدْيَنَ أَخاهُمْ شُعَيْباً فَقالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ ارْجُوا الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ( 36 ) فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ ( 37 ) وَ عاداً وَ ثَمُودَ وَ قَدْ تَبَيَّنَ لَكُمْ مِنْ مَساكِنِهِمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ كانُوا مُسْتَبْصِرِينَ ( 38 )
و بمدين فرستاديم برادر ايشان را شعيب ؛ پس او ايشان را گفت : اى قوم خداى را بپرستيد و كارى كنيد كه به آن اميد روز بازپسين باشد ، يا بترسيد « 1 » از روز باز پسين ، و در زمين فساد مكنيد
[ فَكَذَّبُوهُ ]
ايشان شعيب را بدروغ داشتند و گفتار وى قبول نكردند تا فرا گرفت ايشان را زلزلهء سخت پس گشتند « 2 » ايشان در شهر و مقام خويش در زانو افتاده و مرده ، و هلاك كرديم عاد را كه گروه هود بودند و ثمود را كه قوم صالح بودند و شما را ظاهر شد آنچه وصف كرده شد از هلاك ايشان از جهت مساكن و منازل ايشان چون نگاه كنيد در آن در وقت گذر كردن شما بر آن ، و بيار است براى ايشان شيطان أعمال بد ايشان را از كفر و فسق ، و بگردانيد ايشان را از راه حق با آنكه ايشان عاقلان و مميزّان و مستبصران بودند ؛ خللى كه افتاد ايشان را از اهمال و اغفال در نظر افتاد نه و در عقل و بصيرت . مجاهد و قتاده گفتند : مستبصر بودند در كفر و ضلالت و به آن معجب بودند و باطل به صورت حق به خود مينمودند ، و اين دليل بطلان قول مجبره است كه اضافت اعمال با خداى كنند .
[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيات 39 تا 40 ]
وَ قارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مُوسى بِالْبَيِّناتِ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ما كانُوا سابِقِينَ ( 39 ) فَكُلاًّ أَخَذْنا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِ حاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّيْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنا وَ ما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ( 40 )
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و اميد داريد بروز قيامت يعنى به ثواب قيامت و يونس نحوى گفت : [ رجا ] اينجا بمعنى خوف است و از قيامت بترسيد » .
( 2 ) - اشاره به آنست كه[ فَأَصْبَحُوا ]در اينجا بمعنى « صاروا » است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : « گفتند اين زلزله در شب بود پس بامداد كردند همه در خانههاى خود مرده ، و گفتند :
مراد به[ فَأَصْبَحُوا ]« صاروا » است نه تخصيص صباح و مساء » .