تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
عاجل در عقيب فعل مكلّف را ملجأ كند پس اگر در دنيا اين نفع دهد مكلّفان را ؛ همه ملجأ شوند و تكليف نبود ، و مراد به [ كتاب ] « 1 » توراة است و انجيل و زبور و قرآن ،
[ وَ إِنَّهُ ]
بدرستى كه او در آخرت از جملهء صالحان باشد .

[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيات 28 تا 30 ]

وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفاحِشَةَ ما سَبَقَكُمْ بِها مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعالَمِينَ ( 28 ) أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَ تَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَنْ قالُوا ائْتِنا بِعَذابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ( 29 ) قالَ رَبِّ انْصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ ( 30 ) و لوط را بفرستاديم بنبوّت و پيغمبرى چون گفت قوم خود را كه : شما كارى ميكنيد زشت و ناشايست ، و كسى بر شما به آن سبقت نگرفته است و از جملهء عالميان پيش از شما هيچكس اين كار نكرده است آنگه تفسير آن فاحشه كرد و گفت : اى « 2 » شما بمردان مىآئيد و با ايشان خلوت ميسازيد چنان كه با زنان سازند ؟ ! و راه ميزنيد و مالهاى مردم مىبريد ؟ ! و در انجمن « 3 » خود كار منكر ميكنيد ؟ ! . امّ هانى بنت أبى طالب گفت : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را پرسيدم كه آن منكر چه بود كه ايشان كردندى ؟ - گفت : براهها بنشستندى و سنگ بر مردمان انداختندى و بر ايشان فسوس « 4 » كردندى قاسم بن محمّد « 5 » گفت : بر يكديگر تيز دادندى . مجاهد گفت : در حضور يكديگر با غلامان لواطه كردندى . مكحول گفت : ده خصلت كه در قوم لوط
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « مراد به [ كتاب ] كتب است از توراة و انجيل و زبور و قرآن الّا آنست كه بلفظ جنس گفت » . ( 2 ) - مكرّر گذشت كه اين مفسّر ( ره ) « اى » را در جاى « آيا » به كار ميبرد . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « در مجالس » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « و در مجلسى كه نشسته باشيد » . ( 4 ) - در بعضى نسخ : « افسوس » ؛ در برهان قاطع گفته : « فسوس بكسر اوّل و ثانى بواو مجهول رسيده و بسين بىنقطه زده بمعنى بازى و ظرافت و سخره و لاغ باشد و بمعنى دريغ و حسرت و تأسف هم آمده است » و افسوس نيز به همين معنى ميآيد پس مراد استهزاء و اهانت است . ( 5 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « ابو القاسم بن محمّد گفت : [ منكر ] آن بود كه ايشان بر يكديگر ضراط دادندى » .