نكرده باشند و ما اين بفضل و كرم خود كنيم كه خطّ عفو بر جريدهء « 1 » اعمال ايشان كشيم و جزا و پاداشت « 2 » دهيم ايشان را بنيكوترين آنچه ايشان كرده باشند تا درين فضل ما و عدل ما آشكارا گردد آنگه گفت :
[ وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً ]
ما وصيّت كرديم آدمى را در حقّ مادر و پدرش بنيكوئى ، و [ وصيّت از خداى ] امر باشد يا نهى ،
[ وَ إِنْ جاهَداكَ ]
و اگر با تو مجاهدت كنند و سختى نمايند بر آن تا به من شرك آرى و با من انباز گيرى چيزى را كه ترا به آن علمى حاصل نباشد و آن را ندانى براى آنكه آن خود نباشد يعنى انباز من ؛ ايشان را يعنى مادر و پدر را طاعت مدار و فرمان مبر ، خطاب است با مخاطبى مبهم . و گفتهاند كه : در سعد بن ابى وقّاص آمد كه چون او اسلام آورد مادرش أمّ جميله بنت ابى سفيان بن اميّه او را گفت : اى سعد صابى شدى ؟ ! بخداى كه هيچ « 3 » مرا سايه نكند از آفتاب و باد يعنى در هيچ سايهء ننشينم و طعام و شراب نخورم تا آنگه كه بمحمّد كافر شوى « 4 » سعد گفت : نشوم ، مدّت سه روز مادرش هيچ نخورد ؛ مردم او را ملامت كردند كه مادرت هلاك خواهد شدن ، سعد بيامد و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را خبر كرد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : برو با وى به همه چيز بساز و رضاى او نگاهدار مگر درين يك چيز كه رضاى خداى نگاه بايد داشت و رضاى مادر و پدر رها بايد كرد . آنگه بر سبيل تهديد گفت :
[ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ ]
باز گشت شما با من است پس شما را خبر دهم به آنچه كرده باشيد يعنى جزا دهم شما را بكردهء شما ؛ و آنان را كه ايمان آرند و عمل صالح كنند ما ايشان را در ميان صالحان آريم ؛ در دنيا از صالحان باشند و در آخرت در بهشت با صالحان باشند از انبيا و اوليا و شهدا .
[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيات 10 تا 11 ]
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذابِ اللَّهِ وَ لَئِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَ وَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِما فِي صُدُورِ الْعالَمِينَ ( 10 ) وَ لَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْمُنافِقِينَ ( 11 )
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « بر جريدهء » .
( 2 ) - در برهان قاطع آمده : « پاداشت به سكون تاى قرشت بمعنى پاداش است كه جزا و مكافات نيكى باشد » .
( 3 ) - يعنى هيچ چيز ؛ و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « و اللّه كه هيچ سقف خانهء مرا ساتر نكند ( ظ : سايه نيفكند ) از آفتاب و باد » .
( 4 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « تا تو بمحمّد كافر نشوى » .