روز خبرها بر ايشان پوشيده شود يعنى راه حجّت نبينند و عذر نتوانند آوردن در آن روز ؛ براى آنكه عذرى و حجّتى نباشد ايشان را و حجّت خداى را باشد بر ايشان پس ايشان از يكديگر نپرسند و سؤال نكنند براى آنكه ايشان همه متتابع و متساوى باشند در آنكه جواب ندارند و عذرى نباشد كه بيارند .
[ سوره القصص ( 28 ) : آيات 67 تا 70 ]
فَأَمَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَعَسى أَنْ يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ ( 67 ) وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحانَ اللَّهِ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ ( 68 ) وَ رَبُّكَ يَعْلَمُ ما تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَ ما يُعْلِنُونَ ( 69 ) وَ هُوَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولى وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ( 70 )
و امّا آنكس كه توبه كرد و ايمان آورد و عمل صالح كرد شايد كه وى بنزديك خداى از جملهء مفلحان و مصلحان و رستگاران باشد ، آنگه گفت :
[ وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ ]
و خداى تو مىآفريند آنچه ميخواهد و اختيار مىكند آنچه خواهد ؛ ايشان را اختيار نيست « 1 » براى آنكه عالم بمصالح خلقان خداست و ايشان ندانند كه مصلحت در
هامش
( 1 ) - اين معنى بر قول مختار از دو قول مذكور در آيه است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته :
«[ وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ]و خداى بيافريند آنچه خواهد و اختيار كند[ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ]مقربان را در اين دو وجه است :
يكى آنكه وقف كردند آنجا كه[ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ]و [ ما ] در اين اختيار موصوله باشد و معنى آن باشد كه خداى تو اختيار كند آنچه اختيار ايشان باشد يعنى ايشان را آن دهد كه ايشان خواهند .
و وجه دگر آنست كه وقف بر [ يختار ] كردند و[ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ]كلامى باشد مستأنف ؛ و برين وجه [ ما ] نفى بود يعنى خداى تو آنچه خواهد بيافريند و آنچه خواهد برگزيند ايشان را اختيار نيست بل همه اختيار خداى راست .
و اين وجه معتمد است براى سياقت آيت و براى آنكه در دگر آيت گفت : و ما كان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضى اللّه و رسوله امرا ان يكون لهم الخيرة من امرهم ؛ قال محمود الورّاق :توكّل على الرحمن فى كلّ حاجة * أردت فانّ اللّه يقضى و يقدرمتى ما يرد ذو العرش أمرا بعبده * يصبه و ما للعبد ما يتخيّرو قد يهلك الانسان من وجه أمنه * و ينجو به حمد اللّه من حيث يحذرو قال آخرالعبد ذو ضجر و الرّبّ ذو قدر * و الدّهر ذو دول و الرّزق مقسومو الخير أجمع فيما اختار خالقنا * و فى اختيار سواه اللّؤم و الشّومبنگر كه حق تعالى در اين آيت چگونه بيان كرد ؛ خلق و اختيار به خود حوالت كرد آنگه خلق از غير خود نفى نكرد ؛ چه خلق جز او را نيز هست ، چنان كه فى قوله : فتبارك اللّه أحسن الخالقين ، و فى قوله : و اذ تخلق من الطين ، امّا اختيار از خلقان نفى كرد لقوله : ما كان لهم الخيرة ؛ تو هر دو به عكس آن كردى ؛ چه او گفت آنجا كه گفت : خلق به من است و به ديگران هم هست ؛ گفتى : لا خالق الّا اللّه ، و آنجا كه اختيار از تو نفى كرد در اختيار آويختى و بر اختيار او اختيار كردى ؛ تا از هر دو وجه بر طرف نقيض حاصل باشى ، اقلب و قد أصبت ؛ برگردان تا مصيب باشى » .