رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و ابو جهل . و محمّد بن كعب گفت : در حقّ حمزه و على آمد و أبو جهل .
سدّى گفت : در حقّ عمّار آمد و وليد مغيره « 1 »
[ وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ ]
و روزى كه ايشان را ندا كنند و گويند كه : كجااند انبازان من ؛ آنان كه شما دعوى ميكرديد و ميگفتيد كه :
انبازان خدااند گويند آنان كه گفتار و كلمهء عذاب بر ايشان واجب گشت : بار خدايا اينان را كه ما گمراه كرديم از آنجا گمراه كرديم كه ما گمراه بوديم ، اين سخن رؤساى ضلالت گويند
[ تَبَرَّأْنا إِلَيْكَ ]
ما امروز از ايشان تبرّا كرديم و با درگاه تو آمديم كه ايشان ما را نمىپرستيدند هواى نفس خود را مىپرستيدند و بر حسب شهوت ما را طاعت ميداشتند ما ايشان را اجبار نكرديم ايشان به اختيار خود كردند .
[ سوره القصص ( 28 ) : آيات 64 تا 66 ]
وَ قِيلَ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَ رَأَوُا الْعَذابَ لَوْ أَنَّهُمْ كانُوا يَهْتَدُونَ ( 64 ) وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ فَيَقُولُ ما ذا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِينَ ( 65 ) فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الْأَنْباءُ يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لا يَتَساءَلُونَ ( 66 )
روز قيامت كافران و مشركان را گويند : انبازان خود را و خدايان خود را حاضر كنيد ايشان بخوانند امّا هيچ جواب نشنوند و پاسخ ندهند ايشان را و بينند عذاب را معاينه و دوزخ را آشكارا اگر ايشان توانستندى و راه يافتندى بوجهى از وجوه حيل تا عذاب را از خود دفع كنند دفع كردندى ؛ و ليكن نتوانند و راه نيابند . آنگه ايشان را تقريع و توبيخ كنند و از آمدن رسولان و اجابت ناكردن رسولان سؤال كنند چنان كه گفت :
[ وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ ]
و روزى كه ندا كنند ايشان را و گويند كه : چه جواب دادى « 2 » پيغمبران مرسل را ، آن
هامش
( 1 ) - طبرسى ( ره ) در مجمع البيان تحت عنوان « النزول » گفته : « نزل قوله : أ فمن وعدناه ؛ الاية فى رسول اللّه و ابى جهل و قيل : نزل فى حمزة بن عبد المطلّب و فى علىّ بن أبى طالب و فى أبى جهل عن محمّد بن كعب و السدّى ، و قيل : نزل فى عمّار و فى الوليد بن المغيرة و الاولى ان يكون عامّا فيمن يكون بهذه الصفة » پس معلوم مىشود كه اندك مغايرتى بين اين عبارت طبرسى ( ره ) و نسخ اين تفسير هست و گمان ميرود كه طبرسى ( ره ) اشتباه كرده باشد و قول سيم قول سدّى است چنان كه در تفسير ابو الفتوح ( ره ) كه مأخذ طبرسى ( ره ) و ابو المحاسن ( ره ) بوده است به نظر ميرسد و اللّه العالم بحقيقية الحال .
( 2 ) - در غالب نسخ : « داديد » و متن مطابق اصطلاح ابو الفتوح ( ره ) است در سراسر تفسير خود ؛ از وضع مفرد مخاطب در جاى جمع مخاطب .