تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
« قتل » آمده يقال : قضى عليه إذا أتى عليه قال الشاعر :
القاسمون و قد رأوا جفناتهم * قد عضّه فقضى عليه الاشجع
يعنى بكشت وى را ؛ چون مرد كشته شد موسى بترسيد و پشيمان شد و گفت : اين خصومت كه بسبب قتل وى حاصل شد از عمل ديو بود و ديو دشمنى گمراه كنندهء هويداست آنگه وى را در زير ريگ پنهان كرد و برفت آنگه بر سبيل رجوع و خضوع و انقطاع با خداى گفت : بار خدايا من بر خود ستم كردم بدينكه كردم و اگر قوم بدانند كه اين قبطى را من بكشته‌ام مرا بكشند و گفته‌اند كه : شايد كه « 1 » خداى تعالى وى را اعلام كرده بود كه او مستحقّ كشتن است ليكن وى را فرموده باشد بر سبيل ندبيّت كه تأخير در قتل كن وى تعجيل كرد و ترك مندوب كرد براى اين گفت : بار خدايا بر خود ستم كردم يعنى نقصان ثواب خويش كردم [ فاغفر لي ] بيامرز مرا پس خداى تعالى بيامرزيد وى را و او خداى است آمرزنده و مهربان .
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 4 چاپ اوّل ؛ ص 192 ) : « اگر گويند : چه وجه است در كشتن موسى قبطى را ؟ - گوئيم : وجه آنست كه موسى عليه السلام قصد كشتن او نكرد انّما قصد او دفع بود و هر تعدّى كه در ميانه رود در وقت مدافعه بر ظالم باشد ، چون مرد كشته شد موسى عليه السلام بترسيد و پشيمان شد و گفت : هذا من عمل الشيطان يعنى كشتن اين قبطى بىقصد و بىاختيار من از عمل شيطان بود يعنى باغراء و اغواء او بود و گفتند : هذا من عمل الشيطان يعنى مقتول قبطى عمل شيطان بود يعنى عمل او عمل شيطان بود آنگه او را در زير ريگ پنهان كرد و برفت[ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ ]كه شيطان دشمنى است اضلال كننده و آشكارا آنگه بر سبيل رجوع و خضوع و انقطاع با خداى تعالى گفت : ربّ انّى ظلمت نفسى ؛ بار خدايا من ستم كردم بر خود به اين كه كردم و وجوهى كه گفتيم در قصّهء آدم فى قوله[ رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا ]اينجا مطرّد باشد يك وجه اينكه گفتيم بر سبيل انقطاع و وجهى ديگر آنكه [ ظلم ] نقصان باشد در لغت يعنى نقصان حظّ خود كردم از ثواب بتعجيل قتل قبطى پيش از وقت . گفتند : نه ممتنع بود كه خداى تعالى اعلام كرده بود موسى را كه او مستحقّ كشتن است جز كه او را مندوب كرده باشد در تأخير قتل او چون تعجيل كرد و ترك مندوب كرده بود براى اين گفت : ربّ انّى ظلمت نفسى ، و اين جواب آنكس باشد كه گويد كه : قتل به قصد و عمد بود[ فَاغْفِرْ لِي ]بيامرز مرا ؛ هم بر طريقى كه گفتيم من الاخبات و الانقطاع الى اللّه تعالى و الفزع اليه ،[ فَغَفَرَ لَهُ ]خداى تعالى بيامرزيد او را و او غفور و رحيم است » .