تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
در شهر مصر رفت سدّى گفت كه : مدينه منيف بود از زمين مصر ، مقاتل گفت : دهى بود كه آن را حانين گفتندى برد و فرسخى مصر
[ عَلى حِينِ غَفْلَةٍ ]
بر هنگام غفلتى از اهل آن شهر يعنى در وقتى كه ايشان مشغول و غافل بودند و آن وقت قيلوله بود كه مردم در خانه‌ها بودند بقيلوله مشغول ، و گفتند كه : ميان نماز شام و خفتن بود « 1 » . و از حضرت شاه ولايت امير المؤمنين على عليه السّلام روايتست كه روز عيد بود ايشان همه بلهو و لعب مشغول بودند سدّى گفت كه : چون موسى بزرگ شد وى همچنان جامه پوشيدى كه فرعون ؛ و هم بر مركبان خاصّ فرعون نشستى ، و امرا موسى را « فرعون كوچك » خواندندى « 2 » يكروز فرعون بر نشست و موسى غايب بود چون باز آمد گفت : فرعون بكجا رفت ؟ - گفتند : فلان جاى رفته است ، بر نشست و از پس وى برفت ؛ وقت قيلوله بدين ديه رسيد در آنجا رفت شهر خالى بود و مردم همه بقيلوله مشغول بودند ابن زيد گفت : چون موسى در حال صغر سنّ تپانچه « 3 » بر روى فرعون زد فرعون گفت : اين آن دشمن من است كه من در طلب وى بسيار كودكان را كشتم ؛ خواست تا او را بكشد آسيه گفت : او كودكست و طفل نادان ؛ نداند كه چه كرد برو نشايد گرفتن ؛ گفت : نه چنين است ، گفت : اگر خواهى تا بدانى بفرماى تا ياقوتى بياورند و پارهء آتش تا او دست بكدام كند ؛ بياوردند ، موسى دست فراز كرد [ بياقوت جبرئيل دست او را بجانب آتش برد « 4 » ] و پارهء آتش برگرفت و در دهن نهاد زبانش بسوخت و بندى بر زبانش افتاد فرعون بفرمود تا او را از سراى
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) در اينجا باضافهء : « و خلاف كردند كه موسى عليه السلام چرا به آن مدينه رفت ( تا آنكه گفته ) محمّد بن اسحاق گفت : موسى عليه السلام را از بنى - اسرائيل شيعتى بودند كه هواى او كردندى و گرد او گشتندى و فرمان او كردندى چون بزرگ شد و راى او قوى شد و ظلم فرعون ديد منكر شد بر آنكه او ميكرد و باوقات اظهار انكار ميكرد و آن حديث با فرعون نقل ميكردند او خائف بود و پيش فرعون نميرفت روزى در شهر آمد پوشيده بوقت غفلت اهلش ابن زيد گفت ( تا آخر ) » . ( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) : « و او را موسى بن فرعون خواندندى » . ( 3 ) - در برهان قاطع گفته : « تپانچه بر وزن و معنى طپانچه است و به عربى لطمه خوانند » . ( 4 ) - عبارت ميان دو قلّاب در غالب نسخ و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) نيز هست .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 160 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)