آورده و بوستانى ساخته بودند و حوضى در آنجا كرده تا آب برو در آمدى و از سوى ديگر در رفتى ، فرعون بر كنار رود تختى نهاده بود و با آسيه نشسته كه آب تابوت را مىآورد ، فرعون در نگريد تابوتى ديد مقيّر ، گفت : بگيريد ؛ بگرفتند و پيش او بردند ، قفلى بر وى بود چندانكه خواستند تا بشكنند يا بگشايند ؛ ممكن نبود ، آسيه گفت : به من دهيد ، بوى دادند قفل را بگشاد و در نگريد ، كودكى ديد كه نور از ميان دو ابروى وى مىتافت انگشت در دهن گرفته و ازو شير مىمكيد خداى تعالى دوستى وى در دل آسيه افكند او را پيش فرعون برد چون فرعون وى را ديد خوش آمدش و دوست گرفت او را « 1 » ؛ جماعتى كه او را بديدند گفتند : اى ملك ما را گمان چنان است كه اين كودك مطلوب تست ؛ او را ببايد كشتن ، فرعون قصد آن كرد كه وى را بكشد آسيه گفت :
[ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ لا تَقْتُلُوهُ ]
او را مكشيد كه قرّت عينى باشد مرا و ترا ، فرعون گفت : او را به تو بخشيدم امّا قرّة العين تو باشد نه قرّة العين من . اهل اشارت گفتند كه :
ببركت اين گفتار آسيه را خداى تعالى هدايت داد و اگر فرعون نيز همين گفتى وى را نيز هدايتى بودى . آسيه را گفتند : چه نام نهى او را ؟ - گفت : موشى ؛ و [ مو ] به آن زبان آبست و [ شى ] درخت « 2 » براى آن وى را اين نام نهادند كه در ميان آب و درخت يافته شد [ فالتقطه ]
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) در اينجا افزوده ( ج 4 چاپ اوّل ؛ ص 188 ؛ س 17 ) : « و روايتى ديگر آن است كه آسيه را برصى بر اندام پيدا شده بود كه اطبّاء از او عاجز آمدند فرعون اطبّاء و اهل علم را حاضر كرد جماعتى كه ايشان اهل علم بودند و كتب اوايل خوانده بودند او را گفتند : ما اين در كتب اوايل خواندهايم كه دواى اين از جهت رود نيل باشد كه در اين تاريخ در فلان سال و فلان ماه و فلان روز در اين رود كودكى را يابند در تابوتى كه آن كودك اين علّت را سود دارد فرعون كسان را بر گماشت تا بر آب رود نيل مىبودند تا تابوتى چنين پيدا شد بگرفتند و پيش فرعون بودند چون آسيه سر تابوت باز كرد و موسى را بر كنار گرفت و بر آن برص ماليد در حال خداى تعالى شفا داد او را بر گرفت و بوسه بر روى او داد و او را دوست داشت » .
( 2 ) - ثعلبى در عرائس گفته ( ص 100 نسخهء مطبوعه در مصر بسال 1312 ) : « فلمّا أمنت آسية ارادت ان تسمّيه باسم اقتضاه حاله فسمّته « موشى » لأنّه وجد بين الماء و الشجر اذ بلغة القبط [ مو ] الماء و [ شى ] الشجر ؛ فعرّب فقيل : موسى » ابو الفتوح ( ره ) گفته :
( ج 4 ؛ ص 188 ؛ س 30 ) : « چه نام نهى او را ؟ - گفت : موسى ؛ لأنّه وجد بين الماء و الشجر ؛ براى آنكه او را از ميان آب و شجر يافتند » .