مردى بيرون آيد كه هلاك تو و هلاك قوم تو بر دست وى باشد ؛ اين زمان هنگام ولادت اوست ، فرعون بفرمود تا جماعتى زنان را بر زنان آبستن بنى اسرائيل موكّل كردند تا هر مولودى كه بزايند آنچه پسر باشد بكشند و آنچه دختر باشد رها كنند .
عبد اللّه عبّاس گفت : چون بنى اسرائيل در مصر بسيار شدند معاصى آشكارا كردند و خيار و نيكمردان ايشان از امر معروف و نهى منكر دست بداشتند خداى تعالى قبطيان را بر ايشان گماشت تا ايشان را ضعيف كردند و ببندگى گرفتن و بيگار ميفرمودند تا آنگه كه خداى تعالى ايشان را برهانيد بموسى . ابن عبّاس گفت كه : چون علامت حمل بر مادر موسى ظاهر گشت فرعون را خبر كردند فرعون زنان را بفرستاد تا ببينند ؛ بديدند هيچ اثرى از حمل نيافتند چه هر گه كه دست بر شكم وى نهادندى كودك باز « 1 » پشت او رفتى ، فرعون را گفتند : هيچ أثرى برو پيدا نيست ، چون حمل برو گران شد و وقت وضع حمل آمد مادر موسى با يكى ازين قابلگان كه بر گماشته بودند دوستى داشت كس فرستاد و وى را بخواند گفت كه : حال چنين و چنين است ؛ اگر ممكن باشد مرا يارى ده برين وضع حمل ؛ و اين حديث پوشيدهدار . گفت :
چنين كنم و با خود گفت : چون پسر باشد فرعون را خبر كنم ، چون مادر موسى بار بنهاد بموسى ؛ نورى از ميان چشمهاى وى بتافت كه چشمهاى ايشان را متحيّر كرد و دوستى او در دل قابله افتاد مادر موسى را گفت : همه عزم من آن بود كه اگر پسر باشد بكشم يا فرعون را خبر كنم اكنون چون بديدم او را . دوستى وى در دل من افتاد و اين نور وى دليل مىكند كه اين آن كودكست كه هلاك ما بر دست او باشد و ليكن دوستى وى رها نميكند مرا كه مكروهى بوى رسانم ، او را از فرعون نگهدار چون قابله از سراى بيرون آمد جاسوسان او را بديدند نگاهبانان را خبر كردند بيامدند تا بنگرند ، كسى مادر موسى را خبر كرد او موسى را در خرقهء پيچيد و در تنور نهاد ، و برفت ، خالهء موسى درآمد و در تنور نگاه نكرد و آتش در تنور نهاد و تنور بتافت تا نان پزد ، قوم فرعون در آمدند و سراى بجستند هيچ كودك نديدند و تنورى ديدند كه آتشى از وى زبانه ميزد ؛ برفتند ،
هامش
( 1 ) - كذا در نسخ قديمه پس « باز » بمعنى « با » به كار رفته است .