ابن عبّاس گفت : اين بر سبيل تهكّم و سخريّت است ايشان را چنان كه يكى از ما گويد :
آرى تو از من بهتر دانى « 1 » و خواندهاند [ بلى ادرك ] و بنزديك بعضى [ بل ] بمعنى [ ام ] است معادل همزهء استفهام بر سبيل جحد و انكار يعنى علم ايشان متدارك نشد . مجاهد گفت : معنى آنست كه علم ايشان در آخرت متتابع شود آنجا بدانند آنچه امروز نميدانند براى آنكه آنجا علم ضرورى شود مؤمن و كافر را به ثواب و عقاب ؛ آنگه گفت : نه كه « 2 » ايشان در شكّاند در كار آخرت و از دانش آن كورند . و گفتند آنان كه كافر شدند بر سبيل انكار كه : اى چون ما بميريم و خاك شويم و پدران ما ؛ ما را زنده خواهند كردن ؟ ! و از خاك بيرون
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 4 چاپ اول ؛ ص 173 ؛ س 19 - ص 174 ؛ س 4 ) : «[ بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ ]عبد الله عباس خواند : [ بلى ] با ثبات يا و گفت : معنى آيت تهكم و سخريّت است چنان كه يكى از ما گويد : بلى تو از من بيشتر دانى و درايت تو بيشتر از درايت من است و او را غرض عكس باشد و جملهء قراء [ بل ] خواندند قوله ادّارك حمزه و كسائى و نافع و عاصم و در شاذ حسن و أعمش و بحر بن يحيى و ثابت و شيبه خواندند [ بل ادّارك ] بكسر لام و الف وصل و اصل [ ادّارك ] « تدارك » بوده است چنان كه بيان كرديم در اخواتش من قوله [ اطيرنا ] و [ اثّاقلتم ] و غير ذلك و باقى قرّاء خواندند [ بل أدرك ] به سكون لام و قطع ألف از « ادرك » من الادّارك . بعضى دگر گفتند [ بل ] بمعنى [ ام ] باشد و عرب هر يك از اين دو كلمه بجاى يكديگر بنهند كقوله[ وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ ]يعنى بل يزيدون و شاعر گفت :فو اللّه ما أدرى أسلمى تعوّلت * أم القوم أم كلّ الىّ حبيبيعنى بل كل الىّ جيب ، و معنى كلام آن است كه [ هل ] متابع استفهامى است متضمن جحد يعنى [ لم يتدارك ] علم ايشان بآخرت متدارك شود و متتابع ؛ و در آخرت بدانند آنچه امروز ندانند و مورد آيت تهديد و وعيد باشد و برين قول ماضى بمعنى مستقبل بود چنان كه گفت :[ وَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ ]و جز آن ، و بعضى ديگر گفتند : معنى [ علمهم ] آنست كه علم ايشان مستوى شود در آخرت اگرچه امروز مختلف است علمهاى ايشان ؛ بعضى شاكّاند و بعضى مقلّدند بر اين قول لفظ [ علم ] مجاز باشد براى آنكه تقليد علم نباشد و ملّخص اين قول آنست كه آنچه ايشان علم مىپندارند از شكّ و تقليد اينجا مختلف است فردا متتابع و متدارك شود يعنى متّفق شوند براى آنكه خداى تعالى علم ضرورى بيافريند مؤمن را و كافر را به ثواب و عقاب . آنگه گفت : بل هم فى شكّ منها ، بل ايشان از آن يعنى از آخرت در شكّاند[ بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ ]بل ايشان از آخرت و علم آن كورند يعنى جاهلند » .
( 2 ) - در بعضى نسخ : « بل كه » .