جبرئيل بانگى بر ايشان زد همه هلاك شدند و بر جاى بمردند و مؤمنان كه نجات يافتند « 1 » چهار هزار مرد بودند صالح ايشان را بحضرموت برد و آنجا بجوار رحمت خداى رفت فقيل : حضر موته ؛ آنجاى را بدين سبب [ حضرموت ] نام كردند .
[ سوره النمل ( 27 ) : آيات 54 تا 58 ]
وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ ( 54 ) أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ ( 55 ) فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَنْ قالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْيَتِكُمْ إِنَّهُمْ أُناسٌ يَتَطَهَّرُونَ ( 56 ) فَأَنْجَيْناهُ وَ أَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْناها مِنَ الْغابِرِينَ ( 57 ) وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ مَطَراً فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ ( 58 )
و لوط را نيز فرستاديم برسالت و پيغمبرى چون گفت قوم خويش را كه : اى قوم شما مىآئيد به كار زشت يعنى لواطه ميكنيد و زشتى لواطه مىشناسيد و مىبينيد كه آن فعلى زشت است و كارى منكر و گفتهاند كه : براى آن گفت :
[ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ ]
كه ايشان آن كار در مقابل يكديگر كردندى « 2 » و شايد كه معنى اين بود كه و حال آنست كه شما آثار عاصيان مىبينيد كه از پيش شما بودند . اى شما بر مردان مىآئيد بشهوت و با ايشان مواقعه ميكنيد و شهوت ميرانيد جز از زنان ؟ ! يعنى محلّ شهوت زنانند ايشان را فرو گذاشتهايد و بمردان از زنان كفايت كردهايد بلكه شما قومى جاهل و نادانيد عاقبت و سر انجام كار خود نمىشناسيد چون لوط پيغمبر اين سخن بگفت جواب ايشان جز اين نبود كه : لوط و قوم او را از شهر خود بيرون كنيد كه ايشان مردمانىاند كه خود را ازين كار پاك ميدارند و آنچه ما ميكنيم نميكنند . ابن عبّاس گفت كه : اين بر سبيل استهزا گفتند ، پس ما لوط را و اهل او را نجات داديم مگر زن او را كه او از ايشان نبود يعنى بمذهب
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين مطلب چنين گفته : ( ج 4 ؛ ص 171 ) « و جملهء مفسّران گفتند : آن گروه كه مؤمن و ناجى بودند چهار هزار بودند صالح عليه السلام ايشان را بحضرموت برد چون به آن جا رسيد فرمان خداى او را دريافت و با رحمت خداى شد فقيل : حضر موته فيه ؛ آنجا را [ حضر موت ] به اين سبب نام كردند و ايشان آنجا مدينهء ساختند و آن را [ حاضورا ] نام كردند ، و اين قصّه برفت » .
( 2 ) - يعنى در مر آى و منظر مردم و در حضور يكديگر بدون هيچ شرمى و پروائى .