تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
پرستيد ، صالح دعوت كرد ايشان را بعبادت ؛ پس ايشان دو گروه شدند گروهى مؤمن و گروهى كافر ؛ با يكديگر خصومت كردند گفتند : هر يك ازيشان كه : حق با ماست ، مقاتل گفت : خصومت ايشان آنست كه در سورة الاعراف گفت :
[ قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ
( الى قوله )
يا صالِحُ ائْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ ]
صالح ايشان را گفت : اى قوم چرا تعجيل ميكنيد ببلا و عقوبت پيش از عافيت و رحمت و اين جواب آن بود كه ايشان گفتند مر صالح را كه : آنچه تو آوردهء اگر حقّ است ما را از خداى خود عذاب خواه ، صالح گفت :
[ لَوْ لا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ ]
چرا از خداى استغفار نميكنيد و آمرزش نميخواهيد تا باشد كه بر شما رحمت كند و شما را بيامرزد و در دنيا عذاب نكند ، ايشان گفتند كه : ما به تو فال بد گرفتيم و به كسى كه با تست و به تو ايمان آورده است و اين براى آن گفتند كه در آن سال ايشان را باران نيامد ، گفتند كه : اين بشومى صالح است ، صالح گفت : فال بد شما نزديك خداى تعالى است يعنى سببى كه خير شما و شرّ شما از آن است آن بنزديك خداى است و آن قدر خداى و قسمت اوست و شايد كه [ طائر ] بمعنى عمل باشد چنان كه گفت : « و كلّ انسان الزمناه طائره فى عنقه » يعنى آن عمل كه كرده‌ايد از كفر و معصيت بنزديك خداى است و بشومى آن ميرسد بشما آنچه ميرسد
[ بَلْ أَنْتُمْ ]
نه كه « 1 » شما گروهيد كه ابتلا و اختيار ميكنند شما را بخير و شرّ چنان كه گفت : و نبلو كم بالشرّ و الخير فتنة .

[ سوره النمل ( 27 ) : آيات 48 تا 50 ]

وَ كانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ ( 48 ) قالُوا تَقاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ ما شَهِدْنا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ ( 49 ) وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ( 50 ) و در شهرستان صالح كه حجر است نه تن بودند از اشراف قوم او كه فساد آن ولايت از ايشان بود و راه صلاح نميرفتند ناقهء صالح را ايشان پى كردند و بكشتند و نامهاى ايشان
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « بل كه » .