تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
كرد ساق او چون ساق آدميان بود و اين دليل است بر آنكه چون كسى زنى خواهد وى را روا باشد كه محاسن وى ببيند . سليمان چون ويرا بديد روى بگردانيد و گفت : اين كوشگى است نسو « 1 » كرده از آبگينه ، گفتند كه : چون سليمان ساق او بديد بر آنجا موى بود ويرا خوش نيامد با آدميان رجوع كرد در علاج آن ، بعضى گفتند : با ستره پاك بايد كردن ، گفت : نبايد كه اعضاى خود را مجروح گرداند ، با شياطين رجوع كرد در علاج آن تا از بهر وى گرماوهء بساختند و از آهك دارو راست كردند « 2 » چون سليمان در گرماوه رفت و پيش از آن كسى گرماوه نساخته بود ويرا خوش آمد پشت به ديوار باز گذاشت پشتش بسوخت گفت : آه من عذاب اللّه ؛ آنگه بلقيس نوره استعمال كرد موى از پاى وى برفت . گفته‌اند كه : بلقيس روزى سليمان عليه السّلام را گفت كه : مرا خبر ده كه تا آن كدام آبست كه نه از آسمان است و نه از زمين ؟ - گفت : آن عرق است كه از تن آدميان است ، گفت : راست گفتى ، گفت : مرا خبر ده كه تا خداى تو بر چه لون است ؟ - سليمان چون اين بشنيد بانگ بر وى زد و از تخت به زير آمد و روى بر خاك نهاد ، بلقيس بترسيد و لشكر سليمان متفرّق شدند ، حق تعالى بسليمان وحى كرد كه بلقيس را و لشكرش را باز خوان و بلقيس را بگوى كه : تو چه پرسيدى ؟ - سليمان همچنان كرد ، و گفت : اى بلقيس تو چه پرسيدى ؟ - گفت : از آبى پرسيدم كه نه از آسمان است و نه از زمين ، گفت : ديگر چه پرسيدى ؟ - گفت : ديگر هيچ نپرسيدم ، با لشكر رجوع كرد ؛ هم اين گفتند ، خداى تعالى از ياد ايشان ببرد . آنگه سليمان ويرا دعوت كرد باسلام و او
هامش
( 1 ) - كذا ؛ در برهان قاطع گفته : « نسو بفتح اوّل و ثانى بواو كشيده چيزى نرم و ساده و هموار و لخشان و لغزنده و بىدرشتى و خشونت را گويند و بكسر اوّل هم آمده است و با شين نقطه‌دار هم هست » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) چنين است : «[ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ ]اين كوشكى است مملّس » و در منتهى الارب گفته : « تمريد هموار و لغزان و رخشان ساختن بنا را » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « و آهك و دارو ساختند » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « نوره ساختند » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 131 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)