بر هم زنى « 1 » ، تا اين كه بود ؟ گفتند : جبرئيل بود ، و گفتند : آصف بن برخيا و او وصىّ سليمان بود نام مهترين خداى تعالى بنزديك وى بود ، بعضى گفتند كه : اين خود سليمان بود چه در عهد او ازو فاضلتر كسى نبود ، و بيشتر بر آنند كه آصف بود سليمان را گفت :
چشم بر هم نه ؛ چشم بر هم نهاد ، و آصف دعا كرد پيش از آنكه سليمان چشم بگشاد سرير بلقيس را نزديك وى حاضر كردند .
از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت است كه او خداى را به اين نامها بخواند : يا حىّ يا قيّوم .
زهرى گفت : اين بود كه [ يا إلهنا و إله كلّ شىء لا إله إلّا انت ] مجاهد گفت :
يا ذا الجلال و الاكرام
[ فَلَمَّا رَآهُ ]
چون سليمان بديد سرير را كه پيش وى قرار گرفته و بنهاده گفت : اين از فضل خداى من است تا مرا ابتلا و امتحان كند تا من نعمت وى را شكر خواهم كرد يا كفران نعمت وى خواهم كرد ؛ هر كس كه او شكر نعمت خداى كند براى خود كرده باشد و نعمت را در زيادت گردانيده باشد ، و هر كس كه او كفران نعمت كند بدرستى كه خداى تعالى از شكر او مستغنى است و كريم بافضال و انعام بر بندگان كافر نعمت .
[ سوره النمل ( 27 ) : آيات 41 تا 43 ]
قالَ نَكِّرُوا لَها عَرْشَها نَنْظُرْ أَ تَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لا يَهْتَدُونَ ( 41 ) فَلَمَّا جاءَتْ قِيلَ أَ هكَذا عَرْشُكِ قالَتْ كَأَنَّهُ هُوَ وَ أُوتِينَا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِها وَ كُنَّا مُسْلِمِينَ ( 42 ) وَ صَدَّها ما كانَتْ تَعْبُدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنَّها كانَتْ مِنْ قَوْمٍ كافِرِينَ ( 43 )
سليمان گفت : تخت بلقيس را منكّر و متغيّر گردانيد به زير و بالا و زيادت و نقصان و تقديم و تأخير و از شكل وى بگردانيد تا بنگريم و ببينيم كه بلقيس به آن راه مىيابد يا از جملهء آنانست كه راه نيابند وهب گفت : سبب اين آن بود كه سليمان در آنوقت زن نداشت و جنّيان ترسيدند كه چون بلقيس را بيند رغبت كند كه او را
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : « عبد اللّه عبّاس گفت كه : آصف بن برخيا گفت : چشم بزن چندانكه چشم زخم تو باشد پيش از آنكه مردى از آنجا به تو آيد من عرش پيش تو آرم » و نسبت بكلمهء « چشم زخم » كه ما در چند مورد از تعليقات اين تفسير بدان اشاره كرديم اين مورد نيز يك دليل ديگر بر آنست ؛ طالب آن بمواردش مراجعه كند .