تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

[ سوره النمل ( 27 ) : آيات 20 تا 23 ]

وَ تَفَقَّدَ الطَّيْرَ فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كانَ مِنَ الْغائِبِينَ ( 20 ) لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ ( 21 ) فَمَكَثَ غَيْرَ بَعِيدٍ فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ ( 22 ) إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَ أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ ( 23 ) سليمان مرغ را باز جست چون نيافت وى را گفت : چيست مرا كه وى را نمىبينم يعنى هدهد را كه حاضر نيست ، يا حاضر است و ساترى در پيش آمده است ، يا خود از جملهء غائبان است ؟ ! آنگه گفت :
[ لَأُعَذِّبَنَّهُ ]
من او را عذاب كنم عذابى سخت . درين عذاب خلاف كرده‌اند بعضى گفتند كه : پرهايش بكنم و در پيش خانهء مورچه‌اش بيندازم تا او را بگزند و گفتند كه : جمع كنم ميان او و ميان ضدّش . ديگرى گفت : جدا كنم ميان او و ميان دوستش ، يا بكشم او را ، يا بيارد حجّتى روشن و عذرى واضح . سبب تفقّد سليمان هدهد را آن بود كه وى آب را در زمين چنان ديدى كه روغن را در قاروره بينند و سليمان ويرا به خود نزديك داشتى تا در وقت نماز كه آب نبودى در بيابان ؛ وى را راه نمودى ؛ تا آنجا بكندندى و آب بر آوردندى و اين روز وقت نماز در آمد آب نبود سليمان وى را طلب كرد حاضر نبود وى را تهديد كرد .

و قصّهء اين آن بود چنان كه علماى سير گفتند كه :

چون سليمان از بناى بيت المقدس فارغ شد خواست كه به زمين حرم آيد باد را بفرمود تا وى را و لشكر گاه وى را به زمين حرم آورد و آنجا مدّتى مقام كرد هر روز پنج هزار اشتر و پنج هزار گاو و بيست هزار گوسفند مىكشتند او اشراف قوم خود را گفت كه : اين جائى است كه در آخر الزمان پيغمبرى ازو بيايد عربى بدين صفت و بدين هيئت ، خداى تعالى او را بر همهء دشمنان نصرت دهد و ترس او يك ماهه راه برود ، گفتند كه : او بكدام دين خواند مردمان را ؟ - گفت : با دين حنيفى ، خنك آن را كه ويرا دريابد و بوى ايمان آورد ، گفتند : يا نبىّ اللّه ميان ما و او چند مدّت روزگار باشد ؟ - گفت : هزار سال ، و هر كه حاضر است بايد كه بغائبان برساند كه : او سيّد انبياست ، و خاتم پيغمبران است ، و نام