تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
او زمين را شيار ميكرد برنگريد سليمان را ديد به اين جلالت ؛ گفت : سبحان اللّه لقد أوتى آل داود ملكا عظيما ؛ حق تعالى آواز او به گوش سليمان رسانيد ، سليمان باد را فرمود : تا بساط را بنهاد و برزگر را بخواند و گفت : بسمع من رسيد آنچه گفتى ، نگر تا تمنّاى اين ملك نكنى كه يك ثواب تسبيح كه بندهء مؤمن از دل بگويد بنزديك خداى تعالى بيش ازين باشد آنمرد گفت : خداى تعالى غمهات ببراد چنان كه غم از دل من ببردى بدين گفتار .
[ حَتَّى إِذا أَتَوْا ]
تا آنگه كه آمدند بوادى مورچگان وهب گفت : چون سليمان بر نشستى جملهء خدم و حشم را با خود ببردى و در پيش بساط او ايشان را بساطى بودى كه بر آنجا هر يكى به كار خويش مشغول بودندى از نان پختن و طبخ كردن ، يك روز باد را فرمود : تا او را از اصطخر برگرفت تا بيمن ببرد ، در راه بمدينهء رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بگذشت گفت : اين سراى هجرت پيغمبر آخر الزّمان است ؛ خنك آن را كه او را دريابد و بوى ايمان آرد چون بمكّه « 1 » رسيد در پيرامن كعبه بت را مىپرستيدند ، كعبه در خداى بناليد يعنى فريشتگان كه آنجا بودند گفتند : بار خدايا پيغمبرى از پيغمبران تو بر من بگذشت و اين جا فرو نيامد و نماز نكرد و درين پيرامن بت را سجده ميكنند ، حق تعالى گفت : زود بود كه در آخر - الزّمان پيغمبرى را فرستم و ترا قبلهء او كنم كه او و امّت او هر كجا كه باشند در نماز روى به تو آرند ، و از آنجا بگذشت بوادى السّدير آمد در طايف و از آنجا بوادى النمل . قتاده و مقاتل گفتند : وادى النمل بشام است و سليمان كه آنجا رسيد بر بساط نبود و
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) اين مطلب را مبسوطتر نقل كرده و نصّ عبارتش اين است ( ج 4 چاپ اوّل ؛ ص 154 ) : « چون بمكّه رسيد پيرامن خانهء كعبه بت مىپرستيدند سليمان از آنجا بگذشت خانهء كعبه در خداى ناليد ( و اين يا بر طريق توسّع باشد و يا مجاز و يا حوالت بر فرشتگان موكّل باشد كه بر خانه هستند ) گفت : بار خدايا پيغامبرى از پيغمبران تو بر من بگذشت و جماعتى انبياء و اولياء با او ؛ فرود نيامدند و اينجا نماز نكردند و پيرامن من بت مىپرستيدند ، حق تعالى گفت : انديشه مدار كه من چنان سازم كه پيرامن تو چندان ركوع و سجود كنند و ذكر و تسبيح مىكنند كه آن را حدّى نبود و پيغامبرى را در آخر الزمان بفرستم كه ترا قبلهء او كنم كه او و امّت او در نماز روى به تو آرند و بحجّ و زيارت قصد تو كنند و از اقصاى عالم روى بآستانهء تو نهند چنان كه مرغان رو بآشيانه نهند و ياسهء ايشان به تو چنان باشد كه حنين شتر ببچه‌اش ؛ و انس مادر بفرزندش ؛ و ترا پاك كنم از بتان و بت‌پرستان » .