فاقطعوا لسانه ] هر كه در اسلام هجا احداث كند زبانش ببريد « 1 » .
سعيد جبير از عبد اللّه عبّاس روايت كرد كه : چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مكّه را بگشاد ابليس عليه اللّعنه ناله كرد و نعرهء زد سخت ، اصحاب او همه برو جمع شدند و گفتند : چه بوده است ترا ؟ - گفت : پس از امروز طمع مداريد كه كفر را زور بود و قوّت باشد و ليكن در عرب شعر و نوحه منتشر گردانيد آنگه وصف شاعران كرد و گفت :
نبينى كه ايشان در هر واديى سر در نهند و در هر نوعى خوض كنند چون مدح و هجو و غزل و وصف و تشبيه و مبالغه . قتاده گفت : قومى را بباطل مدح كنند و گروهى را بنا واجب شتم كنند و هجو گويند و چيزها گويند كه نكنند آنگه ازين ميانه شعراى اسلام را استثنا كرد و گفت :
[ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا ]
مگر آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح كردند و ذكر خداى كنند بسيار و انتقام كشند از گروهى كه بر ايشان ظلم كرده باشند جواب آن گويند چنان كه گفتهاند : [ الشرّ بالشرّ « 2 » و البادى أظلم ] و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : [ المستبّان « 3 » ما قالا فعلى البادى ما لم يعتد « 4 » المظلوم ] دو دشنام دهنده كه يكديگر را دشنام دهند هر چه گويند و بال آن بر آنكس باشد كه ابتدا كرد مادام تا مظلوم از حدّ نبرد .
در خبر است كه : چون مشركان عرب رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را هجو كردند رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : [ ما منع الّذين نصروا رسول اللّه بسيوفهم ان ينصروه بألسنتهم ] چه منع مىكند كسانى را كه رسول خداى را بشمشيرهاى خود نصرت كردند و كنند از آنكه ويرا به زبان خود نيز نصرت كنند ؟ حسّان ثابت و عبد اللّه رواحه و كعب بن مالك گفتند : يا رسول اللّه ما اين كافران را و اين كار را كفايت كنيم ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : اهجوهم و روح القدس معكم ؛ هجو كنيد ايشان را كه جبرئيل با شماست يارى شما كند ، پس اين مؤمنان كه خداى
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ باضافهء : « پس از اين حديث معلوم شد كه ممنوع هجاى اهل اسلام است نه غير ايشان » .
( 2 ) - در بعضى نسخ باضافهء : « و الخير بالخير » بعد از « الشرّ بالشرّ » .
( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ج 4 چاپ اوّل ؛ ص 142 ؛ س 31 ) : « المتسابّان » .
( 4 ) - در بعضى نسخ : « يتعدّ » .