تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين سخن باز گفت ؛ كس جواب نداد ؛ هم او بر خاست و گفت : يا رسول اللّه من ترا درين كار معاونت كنم ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : بنشين ، بار سيّم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همين سخن اعاده كرد ؛ كس بر نخاست الّا على ، گفت : بنشين يا علىّ فانّك أخى و وصيّى و وزيرى و وارثى و خليفتى من بعدى ؛ تو برادر منى و وصىّ منى و وزير منى و وارث منى و خليفهء منى از پس من ، آنقوم همه از آنجا بر خاستند و بر طريق استهزا ابو طالب را ميگفتند : مبارك باد اى ابو طالب كه در دين پسر برادرت رفتى تا پسرت را بر تو امير كرد . و اين خبرى مشهور است ثعلبى امام اصحاب الحديث در تفسير خود آن را درين آيت بياورده است برين وجه « 1 » . و در خبر ديگر است كه گفت : يا بنى عبد المطّلب يا بنى عبد مناف و يا فاطمة بنت رسول اللّه يا عبّاس بن المطّلب يا صفيّة عمّة رسول اللّه لا أغنى عنكم من اللّه شيئا ؛ من شما را از خداى هيچ غنا نكنم اگر از مال من چيزى خواهيد بدهم شما را امّا كار شما با خداست ؛ ازينجا ساخته رويد سعيد جبير روايت كرد از عبد اللّه عبّاس كه : چون خداى تعالى اين آيت فرستاد
[ وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ]
رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر كوه صفا شد و آواز داد : يا صباحاه « 2 » مردم همه روى بوى نهادند و آنكه نتوانست رفتن كس فرستاد تا بنگرد كه وى را چه رسيده است ، چون مردم جمع شدند گفت : يا بنى عبد المطّلب يا بنى فهر اگر چنان بود كه من شما را خبر دهم كه در پس اين كوه لشكرى حاضر است و بر شما غارت خواهند آوردن ؛ مرا راستگوى داريد ؟ - گفتند : آرى ، گفت : اكنون بدانيد كه من شما را مىترسانم از عذابى سخت ؛ ابو لهب گفت : تبّا لك زيان باد ترا امروز همهء روز ما را براى اين ميخواندى كه بترسانى ؟ ! خداى تعالى در جواب وى فرستاد
[ تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ ]
آنگه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را گفت : و اخفض جناحك ؛ بال خود فرو نه و جانب خود نرم دار و تواضع كن مؤمنان را و ايشان را دعوت
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) نسبت به آن چنين گفته ( ج 4 چاپ اوّل ؛ ص 141 ؛ س 4 ) : « و اين خبر بيرون از آنكه در كتب اصحاب ما هست ثعلبى مفسّر امام اصحاب الحديث در تفسير خود بياورده است بر اين وجه ؛ پس حجّتى باشد هر كدام تمامتر » . ( 2 ) - زبيدى در تاج العروس گفته : « يا صباحاه كلمة يقولها المنذر » .