دست رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كشته شدند كعب الاحبار گفت : در توراة است : من حفر حفرة وقع فيها ؛ هر كه چاهى كند در وى افتد پارسيان گويند كه : بد مكن كه بد افتى چه مكن كه خود افتى . زهرى گفت كه : ما را از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كردند كه گفت : مكر مكنيد و ماكران « 1 » را يارى مدهيد كه خداى تعالى ميگويد :
لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ
و ستم مكنيد و ستمكاران را يارى مكنيد كه خداى تعالى ميگويد :
فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ
. . .
[ فَهَلْ يَنْظُرُونَ ]
پس هيچ مىنگرند « 2 » اينان كه نهاد و طريقهء پيشينيان را از عذاب كفّار و هلاك تا بايشان رسد چنان كه به آنان رسيد ، و تو اى محمّد هرگز سنّت خداى را تبديلى نيابى و نه تحويلى يعنى عادت خداى درين باب تبديلى و تحويلى نپذيرد از عذاب كفّار يا در دنيا يا در آخرت « تبديل » بدل كردن چيزى باشد به چيز ديگر ، و « تحويل » نقل كردن چيزى باشد از جائى به جائى ديگر .
[ سوره فاطر ( 35 ) : آيات 44 تا 45 ]
أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ كانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِنْ شَيْءٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ إِنَّهُ كانَ عَلِيماً قَدِيراً ( 44 ) وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِما كَسَبُوا ما تَرَكَ عَلى ظَهْرِها مِنْ دَابَّةٍ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِعِبادِهِ بَصِيراً ( 45 )
حقّ سبحانه و تعالى بر سبيل تذكير ميگويد كه : هى « 3 » نميروند در زمين اين كافران تا بنگرند و ببينند سر انجام آن كافران كه پيش از ايشان بودند چگونه بود ؟ ! ايشان بقوّت بيشتر و سخت تر بودند چون عذاب در رسيد دفع نتوانستند كردن و خداى را هيچ چيز عاجز نتواند گردانيدن نه در آسمان نه و در زمين ، اوست آن خداى دانا و توانا
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ ، « مكاران »
( 2 ) ابو الفتوح ( ره ) گفته : « نظر در آيات بمعنى انتظار است » و لذا[ يَنْظُرُونَ ]را « انتظار نميكنند » معنى كرده است .
( 3 ) در بعضى نسخ : « اى » و مراد « آيا » است .