و ديگر آنكه خداى تعالى ايشان را ببهشت بشارت داد و بشارت دادن غير معصوم ببهشت إغرا باشد بقبيح ، و اين از خداى تعالى روا نبود .
و اگر گويند : ظالم صفت است از ظلم و ظلم به حال ايشان لايق نبود ؟
جواب آنست كه : اين آن ظلم است كه پيغمبران اجرا كردند آدم عليه السلام گفت :
رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا
، و موسى عليه السلام گفت :
رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي *
، و يونس عليه السّلام گفت :
سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
. و اين ظلم لغوى است كه بمعنى نقصان باشد چنان كه در صفت بوستان گفت :
« وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً »
.
[ ذلِكَ ]
اين سبق گرفتن يا اين ميراث دادن فضلى بزرگوار است
[ جَنَّاتُ عَدْنٍ ]
بوستانها و بهشتهاى اقامت كردن و مقيم شدن ، يا ايشان را بوستانهائى است كه در آنجا روند ايشان را محلّى و مزيّن گردانند در بهشت بدست آور نجنهائى از زر و مرواريد و لباس ايشان در آنجا حرير باشد ايشان در آن نعمت گويند : سپاس و ستايش مر خداى را كه غم و اندوه از ما ببرد يعنى غم دوزخ ، و غم آنكه ندانستند كه اهل بهشتند يا اهل دوزخ ، و غم تكليف دنيا و دنيا وى . بدرستى كه خداى ما آمرزندهء گناهان است و سپاس دارندهء طاعت مطيعان . عبد اللّه بن عمر گفت : از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه گفت : ليس على أهل لا إله الّا اللّه وحشة فى قبورهم و لا بحشرهم و لا بنشرهم « 1 » و كأنّى بأهل لا إله الّا اللّه يخرجون من قبورهم و ينفضون التّراب عن وجوههم و يقولون : الحمد للّه الّذى أذهب عنّا الحزن إنّ ربّنا لغفور شكور .
[ الَّذِي أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ ]
آن خدائى كه فرود آورد ما را بسراى اقامت يعنى بهشت از فضل و كرم خود ، بما نرسد در آنجا رنجى و نه فتورى و ماندگئى . ضحاك بن مزاحم گفت : چون اهل بهشت در بهشت شوند ولدان و غلمان باستقبال آيند با انگشتريهائى براى اهل بهشت كه خداى تعالى فرستاده باشد ، و آن
هامش
( 1 ) در چند نسخه : « و لا فى محشرهم و لا فى منفرهم » و در تفسير ابو الفتوح ( ج 4 چاپ اول ؛ ص 394 ؛ س 9 ) : « و لا فى محشرهم و لا بنشرهم » .