تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
در عترت ، آنگه گفت : نميدانيد كه وراثت « 1 » به ظاهر آيت متعلّق است بگزيدگان چنان كه در اين آيت گفت :
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهِيمَ وَ جَعَلْنا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ ؛ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ
؛ نبوّت و كتاب از جملهء ايشان در مهتديان باشد نه در فاسقان .
[ فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ ]
از جملهء ايشان كس هست كه ظالم نفس خويش است ، و كس هست كه اقتصاد مىكند و ميانه نگاه ميدارد ، و از ايشان كس هست كه پيشى گيرنده است در خيرات . چرا « ظالم » را مقدّم داشت و « سابق » را مؤخّر ؟ - گفتند : تا ذكر او ببهشت نزديكتر باشد « 2 » و ديگر آنكه بزرگان چون ذكر چيزى كنند آنچه كمتر فروتر بود مقدّم دارند چنان كه شب را بر روز مقدّم داشت
« يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ »
و دختر را بر پسر
يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ »
و مرگ را بر زندگى
« الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ »
و ديگر آنكه از حضرت صادق عليه السّلام روايت است كه او گفت : « ظالم » را براى آن تقديم كرد تا بدانند كه اعتماد بر كرم اوست آنگه ذكر مقتصدان كرد كه ميانهء خوف و رجااند ، آنگه ذكر « سابقان » كرد تا كس از عذاب ايمن نباشد و ديگر آنكه « ظالم » را براى آن تقديم كرد تا از رحمت او نااميد نگردد و « سابق » را تأخير كرد تا به عمل خود معجب نشود ابو بكر ورّاق گفت : اين ترتيب بر مرتبهء مردم نهاد اوّل آدمى ظالم باشد به معصيت ، آنگه مقتصد شود بتوبه ، آنگه سابق گردد بمجاهده . و از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايتست كه « سابقان » آنانند كه بىحساب ببهشت روند ، و « مقتصدان » آنانند كه ايشان را حساب آسان كنند ، و « ظالمان » آنانند كه ايشان را بدارند تا آنگه كه عرق لجام بر دهن ايشان كنند « 3 » آنگه خداى تعالى برحمت دريابد ايشان را و ايشان آنانند كه گويند :
هامش
( 1 ) در دو نسخه : « وارث » . ( 2 ) وجوه مذكوره در جواب اين سؤال منقول از اهل اشارت است چنان كه ابو الفتوح ( ره ) تصريح كرده است ( ج 4 چاپ اول ص 309 ؛ س 14 ) ( 3 ) عبارت متن موافق عبارت ابو الفتوح ( ره ) است ( ج 4 چاپ اول ، ص 391 ، س 1 ) . و در ساير نسخ « تا عرق لجام در دهن ايشان كنند » .