تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
هر مؤمن بخواند كه او كافر است ، و هر مؤمن كه او را بيند بايد كه خيو « 1 » در روى وى افكند او بهشت و دوزخى با خود دارد دوزخ او بهشت باشد و بهشت او دوزخ ، هر كس كه بدوزخ او مبتلا شود بايد كه فواتح سورة الكهف بخواند و پناه با خداى تعالى دهد تا آتش او برو برد و سلام شود چنان كه بر ابراهيم عليه السّلام ، و از فتنهء او آن باشد كه شياطين با او باشند و مدّت ملك او چهل روز بود روزى بود كه چند سالى بود و روزى بود كه كمتر ، و روزى بود كه چند ماهى بود و روزى بود كه كمتر ، و روزى بود چند هفته و روزى بود كه كمتر ، و روزى بود كه چند روزى بود و روزى بود كه كمتر ، و آخر روز از ايّام او چندان باشد كه شرر آتشى كه در پارهء چوب گيرد تا « 2 » چندانكه « 3 » مردى از دروازهء شهر مدينه در رود و بدروازهء ديگر نرسيده باشد كه شب درآيد و هيچ زمين بنماند الّا كه او بدان غالب شود و آنجا رسد مگر مكّه و مدينه كه چون قصد اين دو جايگاه كند فرشتهء بيايد با تيغى كشيده تا بقريب احمر عند مجتمع السيول بنزديك منقطع السبخه وى را منع كند آنگه زلزلهء در مدينه پيدا شود و هيچ منافق نماند در مدينه الّا كه بيرون شود و آن روز را روز خلاص خوانند امّ شريك گفت : يا رسول اللّه « 4 » آن روز مردم كجا باشند ؟ - گفت : به بيت المقدّس ؛ دجّال بيايد و حصار دهد آن را و امام مردم آن روز مردى صالح بود وقت نماز بامداد قامت بكند و در نماز شود عيسى عليه السّلام از آسمان فرود آيد اين مرد از محراب بازپس آيد و عيسى را اشارت كند كه پيش رو و نماز كن ، عيسى عليه السّلام دست او گيرد
هامش
( 1 ) در برهان قاطع گفته : « خيو بكسر اوّل و سكون ثانى و واو آب دهن را گويند و بفتح اول و ضم ثانى هم درست است » و مبنى بر وجه دوم است اين بيت ملاى رومى :« او خيو انداخت بر روى على * افتخار هر نبى و هر ولى ». ( 2 ) در غالب نسخ « تا » نيست . ( 3 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « چنان كه » . ( 4 ) بايد دانست كه مفسّر ( ره ) در اين مورد يعنى در نقل اين دو حديث عبارت ابو الفتوح ( ره ) را خلاصه و تلخيص كرده است و آن مرحوم نيز احاديث را از كتب معتبرهء عامّه نقل و ترجمه كرده است هر كه طالب تطبيق و تحقيق باشد خودش بتفاسير معتبرهء عامه و همچنين بكتب معتبرهء احاديث ايشان مراجعه كند .