و ترسنده و مهربان را كه مردمان را خير مىآموزد و باطاعت خداى دعوت مىكند ، و دشمن دارد هر دلى غافل و بازى كننده و مشغول را كه همهء شب خسبد و ذكر خداى تعالى نكند مالك دينار گفت : كه خداى تعالى بر هيچ قوم خشم نگرفت الّا كه رحمت از دلهاى ايشان بستد
[ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ]
ايشان در ضلالتى روشن و هويدايند كه بر هيچ عقل پوشيده نيست
[ اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ ]
عبد اللّه مسعود و عبد اللّه عباس گفتند : روزى صحابهء رسول رسول را گفتند : لو حدّثتنا اگر « 1 » ما را حديثى كنى خداى تعالى آيت فرستاد
[ اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ ]
« 2 » ، حقّ تعالى فرستاد نيكوترين سخنى يعنى كتابى بهم ماننده ؛ بعضى با بعضى ماند در حسن نظم و ترتيب و بلاغت و فصاحت و تناسب معنى بعضى مصدّق بعضى و بهرى مقوّى و مبيّن بهرى ، قصّههاى او مثنّى و مواعظ او مكرّر و چندانكه در خواندن مثنّى و مكرّر گردانند خلق « 3 » نشود و كهنه نگردد و فايدهء تكرار آنست تا دلهاى « 4 » شنوندگان راسخ و ثابت گردد از آنكه نفس از مواعظ و نصايح نفور است اگر مكرّر نشدى مستأنس نگشتى
[ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ ]
مىبلرزد و مىبترسد ازو دلهاى آنكسانى كه از خداى خود ترسند يعنى چون قرآن مىشنوند و آيات وعيد خوفى در دلهاى ايشان پديد مىآيد و لرزه بر اعضاء ايشان مىافتد و چون ذكر خداى تعالى و رحمت و رأفت وى ميشنوند دلهاى ايشان نرم و ساكن ميگردد
هامش
( 1 ) كذا در همهء نسخ و همچنين در تفسير ابو الفتوح ( ج 4 ؛ ص 486 ؛ س 27 ) ليكن چون « لو » در اينجا براى تمنّى است نه براى شرط بايد چنين ترجمه شود : « اى كاش براى ما حديث ميكردى » پس گويا تسامح شده است فتفطن .
( 2 ) ابو الفتوح ( ره ) گفته : « حديث ضدّ قديم باشد و نقيض او ؛ عجب از آنكه گويد :
قرآن قديم است ؛ و خداى تعالى گويد : حديث است ، و اين قول متناقض باشد از دوگانه يكى دروغ بود ؛ اگر خداى راست گفت قائلان آن قول دروغ گفتند و اگر ايشان راست گفتند همانا ( احسن الحديث ) راست نباشد تعالى اللّه عن الكذب علوّا كبيرا » .
( 3 ) خلق بفتح خاء معجمه و لام يعنى كهنه .
( 4 ) كذا در نسخهء قديمى و در سائر نسخ : « تا در دلهاى » .