از اميدى كه ايشان را برحمت خداى تعالى پديد آيد . عبد اللّه بن عروة بن الزبير گفت :
از اسماء بنت ابى بكر پرسيدم كه اصحاب رسول چه گونه بودندى چون قرآن شنيدندى ؟ - گفت : چنان كه خداى تعالى وصف كرد ايشان را ؛ چشمهاى ايشان گريان بودى و تنهاى ايشان لرزان ، من گفتم : اكنون جماعتىاند كه چون قرآن مىشنوند مىافتند و بيهوش ميشوند گفت : اعوذ باللّه من الشّيطان الرّجيم . . . ! ابن سيرين را گفتند كه :
جماعتى پديد آمدهاند كه آواز قرآن مىشنوند مىبيفتند « 1 » و بيهوش ميشوند گفت :
يكى را از ايشان بر سر ديوارى بنشانيد و قرآن از اوّل تا آخر بر وى خوانيد تا بيفتد « 2 » يا نه اگر بيفتد و با زمين آيد راست گويد زيد ابن اسلم گفت : ابىّ بن كعب پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آمد و قرآن ميخواند قومى را رقّتى پديد آمد گفت : اغتنموا الدّعاء عند الرقّة فانّها رحمة ، چون رقّتى باشد دعا را بغنيمت داريد كه آن رحمت است و از رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت است كه : چون پوست بنده از ذكر خداى تعالى بلرزد خداى تعالى تن ويرا بر آتش دوزخ حرام گرداند
[ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ ]
، اين كتاب لطف خداى تعالى است و بيان او ، توفيق دهد بسبب او آن را كه خواهد از بندگانش تا ظاهر گردد ازيشان از خوف و خشيت و رجا
[ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ ]
و هر كه لطف خداى تعالى درو مؤثّر نيايد از سبب قساوت و سخت دلى ؛ او را هيچ لطف كنندهء و مؤثّرى نباشد و هيچ راه نمايندهء .
[ سوره الزمر ( 39 ) : آيات 24 تا 26 ]
أَ فَمَنْ يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ قِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ ( 24 ) كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ ( 25 ) فَأَذاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ( 26 )
اى « 3 » آنكسى كه به روى خود از سختى عذاب حذر كند و روى خود را سپر عذاب
هامش
( 1 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) ج 4 چاپ اول ؛ ص 487 س 14 : « مىبيوفتند » .
( 2 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « تا بيوفتند » .
( 3 ) در بعضى نسخ : « آيا » .