كسانى كه در كار آخرت فكر نميكنند و انديشه را كار نمىفرمايند چون كسانىاند كه بر جاى بمانده باشند يا چون ديوانگانى كه عقل ايشان ربوده باشند
[ إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ
« 1 »
ذِكْرَى الدَّارِ ]
ما ايشان را خاصّ و خالص گردانيديم براى خود بسبب خصلت خالص كه در آن شائبه نبود و آن ياد كردن ايشان است سراى آخرت را و فراموش كردن سراى دنيا ، و گفتهاند كه : معنى اينست كه ما ايشان را خالص گردانيديم بثناء نيكو در دنيا ايشان بنزديك ما از جملهء گزيدگان و بهترنانند .
[ سوره ص ( 38 ) : آيات 48 تا 54 ]
وَ اذْكُرْ إِسْماعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ ذَا الْكِفْلِ وَ كُلٌّ مِنَ الْأَخْيارِ ( 48 ) هذا ذِكْرٌ وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ ( 49 ) جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوابُ ( 50 ) مُتَّكِئِينَ فِيها يَدْعُونَ فِيها بِفاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَ شَرابٍ ( 51 ) وَ عِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ أَتْرابٌ ( 52 )
هذا ما تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسابِ ( 53 ) إِنَّ هذا لَرِزْقُنا ما لَهُ مِنْ نَفادٍ ( 54 )
و ياد كن اسماعيل را و يسع را و ذا الكفل را و همهء ايشان گزيدگان بودند چون ذكر پيغمبران كرد گفت :
[ هذا ذِكْرٌ ]
اين ذكرى است چنان كه گويند در وقتى كه حكايتى تمام شود « هذا باب » و گفتهاند كه : اين ذكر جميل است كه ايشان را هميشه به اين ياد كنند و شرفى است مر ايشان را آنگه گفت : بدرستى كه پرهيزگاران را بازگشتى نيكوست آنگه بيان كرد و گفت : بهشتهاى مقيم درهاى آن را گشاده گردانيده براى ايشان ، تكيه زده باشند در آنجا بر تختهاى خود ، ميخوانند در آنجا خدم و حشم خود را با ميوههاى بسيار و انواع شراب و نزديك ايشان باشد زنانى از حور العين كه چشمهاى ايشان مقصور باشد بر شوهران خود و جز در شوهران خود نگاه نكنند ؛ همه همزاد يكديگر باشند سى ساله يا سى و سه ساله
[ هذا ما تُوعَدُونَ ]
اين آنست كه شما را وعده دادهاند براى روز قيامت كه روز حساب و جزاست بدرستى كه آنچه ياد كرديم براى بهشتيان روزى و عطاى ماست آن را وابرسيدن و زوالى نباشد .
هامش
( 1 ) « خالصه » را باضافه بسوى « ذكرى » و بتنوين يعنى بدون اضافه نيز قرائت كردهاند و ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و خالصه از بناء مصدر است كالعافية و الوافية و قيل : بخصلة خلصت لهم ذكرى الدار » .