تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
داشت اين مملكت راست نيايد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : سليمان با آن همه مملكت و سلطنت يك طرفة العين سر به آسمان نداشتى پيوسته مىآمدى سر در پيش افكنده با خشوع و خضوع ابو هريره روايت كرد از رسول كه : دوش نماز ميكردم شيطان پيش من آمد بر صورت گربه و خداى تعالى از وى مرا تمكين كرد و خواستم كه ويرا بگيرم و ببندم ديگر باره ياد كردم كه سليمان گفت : و هب لى ملكا لا ينبغى لاحد من بعدى
[ فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ ]
باد را مسخّر وى كرديم تا بفرمان او ميرفت رفتنى نرم هر كجا كه خواستى برسد
[ وَ الشَّياطِينَ ]
و ديوان را مسخّر وى كرديم تا هر بنائى كه خواستى ساختندى و تا براى وى مدينهء تدمر و بيت المقدّس و جز آن از حصون و قلاع بنا كردند و هر غوّاصى كه به دريا فرو شدندى و جواهر برآوردندى
[ وَ آخَرِينَ ]
و ديوان ديگر هر دو ديو را با يكديگر بسته در بندها آنگه گفت :
[ هذا عَطاؤُنا ]
اين عطا و بخشش ماست كه ترا داده‌ايم عطاى بىحساب اگر خواهى ببخش و اگر خواهى نگه دار حسن بصرى گفت : خداى تعالى هر كس را كه نعمتى داد ازو حساب خواهد مگر سليمان را و گفته‌اند معنى اينست كه : اين عطاى ماست اگر خواهى گشاده گردان و رها كن و منّت بر نه آن را كه خواهى از ديوان و اگر خواهى نگه دار در بند
[ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا ]
بدرستى كه سليمان را نزديك ما قربتى است زيادت بر آنچه او را داديم و بازگشتى نيكو .

[ سوره ص ( 38 ) : آيات 41 تا 44 ]

وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ ( 41 ) ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ ( 42 ) وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ ( 43 ) وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ( 44 ) و ياد كن بندهء ما ايّوب پيغمبر را مقاتل گفت كنيت او ابو عبد اللّه بود
[ إِذْ نادى رَبَّهُ ]
چون خداى خود را بخواند و گفت : شيطان مرا رنج و عذاب رسانيد