تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
[ بِنُصْبٍ ]
رنج او بود در تنش و
[ عَذابٍ ]
در مالش و اهلش ، و اين را نسبت با شيطان كرد كه او را وسوسه كردى تا ازين بلا شكايت كند و جزع آشكارا گرداند او از اين التجا با خداى تعالى كرد و پناه با او داد تا ويرا ازين كفايت كند و بلا را از وى كشف كند
[ ارْكُضْ بِرِجْلِكَ ]
ما او را گفتيم پاى در زمين « 1 » زن او پاى در زمين « 2 » زد چشمهء آب سرد و خوش بيرون آمد ويرا گفتيم : اين غسلگاهى است ترا آبى سرد و خوش چون غسل كنى رنج ظاهرت زايل گردد و چون آب سرد باز خورى رنج باطنت نيكو گردد گفته‌اند كه : دو چشمه پديد آمد از يكى غسل كرد و از ديگرى آب خورد همه رنجهاى وى زايل گشت
[ وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ ]
و ما اهل او را به او بخشيديم يعنى بوى باز داديم و هم چندان ديگر با ايشان از اهل و مال بعوض يك زن دو زن و بعوض يك فرزند دو فرزند و مال او مضاعف گردانيديم تا رحمتى باشد از ما و ياد كردى و پندى خداوندان خرد را تا چون بشنوند رغبت كنند در صبر كردن
[ وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً ]
ايّوب از زن خود سخنى شنيد كه خوشش نيامد سوگند خورد كه اگر خداى ويرا عافيت دهد زن مرا صد چوب بزند خداى تعالى خواست تا سوگند وى دروغ نشود فرمود كه : بگير دستهء از شاخ درخت كه عدد آن صد باشد و او را به آن بزن و بزه‌مند مشو در سوگند يعنى سوگند بدروغ مكن ، آنگه گفت :
[ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً ]
ما ايّوب را شاكر و شكيبا و صابر يافتيم نيك بندهء بود ما را ايّوب و بازگردنده و باز آينده بود از همهء حالها و كارها با حضرت ما .

[ سوره ص ( 38 ) : آيات 45 تا 47 ]

وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ ( 45 ) إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ ( 46 ) وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيارِ ( 47 ) ياد كن بندگان ما را ابراهيم و اسحاق و يعقوب خداوندان قوّت در عبادت و بصيرت در دين ، در اعمال دينى و انديشهاى علمى قوى و توانا بودند ، گوئى كه :
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ در هر دو مورد « بر زمين » . ( 2 ) در بعضى نسخ در هر دو مورد « بر زمين » .