تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
اتباع و سفله گويند : خداوندا آنكس كه اين را فرا پيش ما داشت و او مقدّم و پيشواى ما بود او را عذاب بر عذاب بيفزاى در آتش دوزخ ؛ آنگه اين جماعت چون در دوزخ بنگرند جمعى را كه در دنيا اهل حقّ بوده باشند « 1 » و در حقّ ايشان اعتقاد بد كرده باشند و بد مذهب خوانده ؛ ايشان را در دوزخ نبينند با يكديگر گويند :
[ ما لَنا لا نَرى ]
چه بود ما را كه : نمىبينيم مردانى را كه ايشان را اشرار و بدان ميخوانديم از محمّد باقر عليه السّلام روايت است كه : وى گفت : يعنونكم لا يرون و اللّه أحدا منكم ، به اين اشرار شما را خواهند بخداى كه هيچ كس را از شما در آتش دوزخ نبينند
[ أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِيًّا ]
هم صفت آن مردان است يعنى مردانى كه ما ايشان را بسخريه و افسوس گرفته بوديم در دنيا اكنون كجااند كه ما ايشان را نمىبينيم ؟ ! و چون استفهام بود معنى اين باشد كه ايشان « 2 » بر سبيل توبيخ و سرزنش خود بر آنچه ايشان را بافسوس داشته باشند گويند با خود
[ أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِيًّا ]
آنگه ازين اضراب كنند و گويند : نه كه چشمهاى ما از ايشان بچسبيد « 3 » كه ما ايشان را نمىبينيم آنگه حجاب بردارند تا آن جماعت را در بهشت بينند تا حسرت بر حسرت‌شان بيفزايد
[ إِنَّ ذلِكَ لَحَقٌّ ]
بدرستى كه اينچه « 4 » از ايشان حكايت كرديم حقّ است و راست و بودنى و لابدّ كه اين گويند آنگه آن را بيان كرد و گفت كه : خصومت كردن اهل دوزخ با يكديگر حقّ است و بودنى .

[ سوره ص ( 38 ) : آيات 65 تا 74 ]

قُلْ إِنَّما أَنَا مُنْذِرٌ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ ( 65 ) رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ ( 66 ) قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ( 67 ) أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ( 68 ) ما كانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلى إِذْ يَخْتَصِمُونَ ( 69 ) إِنْ يُوحى إِلَيَّ إِلاَّ أَنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ ( 70 ) إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ ( 71 ) فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ ( 72 ) فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ( 73 ) إِلاَّ إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ ( 74 )
هامش
( 1 ) در نسخهء قديمى : « باشد » . ( 2 ) در نسخهء قديمى : « ايشان را » . ( 3 ) در بعضى نسخ : « بخسبيد » و چسبيدن بر وزن رقصيدن بمعنى مايل شدن است . ( 4 ) در بعضى نسخ : « آنچه » .