تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
سراى تو بت مىپرستند و تو از آن بىخبرى سليمان چون خبر يافت آن صورت را بشكست و آن زن را محبوس كرد چون از مجلس حكم باز آمد خواست تا بمستراح رود و بر عادت انگشترى بيرون كرد بزنى داد و آن انگشترى بود كه ملك و نبوّت درو بسته بود و جنّ و انس و وحوش و طيور مسخّر آن بودند خداى تعالى شبه سليمان بر ديوى افكند نام وى صخر تا بيامد و انگشترى بستد و بر جاى سليمان بنشست و همهء رعيّت مسخّر وى شدند و شبه آن بر سليمان افكند تا چون بيرون آمد زن را گفت : انگشترى به من ده زن بانگ بر وى زد و او را گفت : سليمان انگشترى گرفت و رفت هر كجا كه ميرفت ويرا ميراندند و ميگفتند : تو ديوى او بدانست كه : آن فتنه است روى در بيابان نهاد و چهل روز ميگرديد و تضرّع ميكرد تا خداى تعالى توبهء وى قبول كرد و اين ديو چهل روز همهء دين سليمان زير و زبر كرد و با زنان سليمان خلوت كرد آصف چون آن بديد گفت : مگر سليمان ديوانه شده يا مرتدّ در قصّهء دراز آنگه گفتند : چون مدّت محنت بسر آمد فرشتهء بيامد و ديو را دور كرد از آنجا ، ديو بگريخت در هوا شد و انگشترى در دريا ، « 1 » افكند ماهيى بگرفت و فرو برد و آن ماهى بدست سليمان افتاد و انگشترى در شكم ماهى با دست سليمان آمد و او را پادشاهى و نبوّت باز آمد . عجب از آن قومى كه اين ترّهات گويند و خوانند و اعتقاد كنند و روا دارند كه خداى تعالى شبه سليمان بر ديو افكند و شبه ديو بر سليمان و او را تمكين كند تا ملك و نبوّت سليمان بدست فرو گيرد و شريعت را بگرداند و بر زنان سليمان ظفر دهد تا با ايشان فساد كند اگر كسى درين انديشه كند بداند كه : اين محض كفرست و خروج از دين مسلمانى و تأويل درست اينست كه ابو هريره از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه : سليمان عليه السّلام صد زن كنيزك داشت با خود گفت : امشب گرد
هامش
( 1 ) كذا صريحا در نسخهء قديمى بهاء در آخر كلمه .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 149 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)