[ سوره ص ( 38 ) : آيات 24 تا 25 ]
قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلِيلٌ ما هُمْ وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ ( 24 ) فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ ( 25 )
داود گفت : اگر چنين است كه تو ميگوئى بر تو ظلم كرده است و گفتهاند كه : داود از خصم پرسيد كه : چه ميگوئى درين دعوى ؟ - گفت : راست ميگويد همچنين كردم ، داود گفت : بدرستى كه ظلم كرد بر تو به آنكه از تو خواست آن يك نعجهء ترا تا با گوسفندان نود و نه خود جمع كند تا صد تمام شود آنگه بر طريق تمثّل گفت كه : بسيارى از همسران و از همسازان و آميختگان با يكديگر بعضى ازيشان بر بعضى ستم ميكنند مگر آنان كه ايمان آوردند و عمل صالح كردند و ايشان خود اندكاند داود چون اين سخن بگفت در ميانه درانديشيد با ياد او آمد بدانست كه : حال و قصّهء اوست با اوريا و اين ابتلا و امتحان بود او را
[ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ ]
از خداى خود آمرزش خواست و بيفتاد متواضع و فروتنى كننده و روى بر خاك نهاد و با خداى تعالى رجوع كرد در خبرست كه : داود چهل روز سر از سجده برنداشت مگر براى نماز و چندان بگريست كه به آب چشم وى گياه از زمين برآمد
[ فَغَفَرْنا لَهُ ]
بيامرزيديم داود را از آن ترك مندوب و او راست نزديك ما قربتى و نزديكى و بازگشتنى « 1 » نيكو با ثواب و رحمت .
[ سوره ص ( 38 ) : آيات 26 تا 27 ]
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ ( 26 ) وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلاً ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ ( 27 )
اى داود ما ترا خليفه كرديم در زمين تا حكم كنى در ميان مردمان حكم
هامش
( 1 ) در چند نسخه : « بازگشتى » .