تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
آنچه فصّاص « 1 » جهّال آورده‌اند در تفسير اين آيت لايق خدم انبياء نباشد و بانبيا كه عقل و شرع از آن مانع است چگونه حوالت توان كرد ؟ ! كه آن همه منفّر بود از قبول قول ايشان چنان كه آورده‌اند كه : ابليس بر صورت مرغى ملوّن بيامد و داود در محراب بود نماز ميكرد در پيش وى بنشست داود نماز قطع كرد تا مرغ را بگيرد مرغ از پيش وى پريد بر بام رفت داود از پى برفت مرغ بر بام سراى اوريا رفت داود نيز برفت مرغ در سراى اوريا در پريد داود نگاه كرد زن اوريا را ديد برهنه شده بود و غسل ميكرد داود بر وى عاشق شد اوريا را بجنگ فرستاد و فرمود تا ويرا در پيش تابوت داشتند يك دو سه نوبت تا آنكه ويرا بكشتند داود زن او را بخواست و اين جمله كه بداود حوالت ميكنند عقل و شرع مانع اينست و اعتقاد به اين خللى عظيم دارد « 2 » در دين امّا آنچه جايز و رواست آنست كه : در اخبار آمده است كه : اوريا زنى « 3 » ميخواست كه او نيك صاحب جمال بود و داود عليه السّلام نود و نه زن داشت او نيز بخواهندگى اين زن فرستاد خويشان زن بداود رغبت كردند براى حرمت پادشاهى و پيغمبرى وى و به اوريا رغبت نكردند داود را بود كه تبرّعا ترك خواهندگى وى كند تا اوريا وى را بخواهد و چون نكرد ترك ندب كرد توبه و استغفار وى ازين بود . حارث أعور از امير المؤمنين على عليه السّلام روايت كرد كه : وى گفت : هيچ مرد را پيش من نيارند كه او حوالت زن اوريا بداود كند الّا من او را دو حدّ بزنم حدّى براى نبوّت و حدّى براى اسلام ، چون داود عليه السّلام اين زن را بخواست رنجى بدل اوريا رسيد خداى تعالى دو فريشته « 4 » را بفرستاد بر صورت دو مرد تا پيش داود آمدند به شكل دو مخاصم تا او را تنبيه كنند بر آنچه وى كرد بيامدند و دستورى خواستند دربان گفت : اين وقت عبادت داود است صبر كنيد تا وى بيرون آيد ايشان
هامش
( 1 ) « قصّاص » بضمّ قاف و تشديد صاد جمع قاصّ است كه قصّه‌گو و نقّال باشد . ( 2 ) كذا در متن نسخهء قديمى ليكن به همان خطّ متن در حاشيه : « ظ : بود » و در ساير نسخ : « بود » . ( 3 ) در بعضى نسخ : « زنى را » . ( 4 ) در غالب نسخ : « فرشته » .