تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
ايشان راست تا ايشان در آنچه تعلّق بخداى تعالى دارد سخن گويند آنگه بر سبيل تهكّم گفت : گو برشويد در راههاى آسمان و بر عرش مستولى گرديد و از آنجا تدبير كار عالم و نظام امور بنى آدم نگاه ميداريد و بآنكس كه ايشان را بايد وحى ميفرستيد آنگه خبر داد از حال ايشان و گفت : اين جماعت كه اين سخن گفتند لشكرىاند شكسته از جملهء لشكر كفّار و تو بر ايشان مظفّر و منصور خواهى بودن ، تأويل اين آيت روز بدر پديد آمد كه از بزرگان ايشان هفتاد را بكشتند و هفتاد را اسير كردند پس تو اى محمّد ازيشان باك مدار و گفتار ايشان در حساب ميار .

[ سوره ص ( 38 ) : آيات 12 تا 16 ]

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتادِ ( 12 ) وَ ثَمُودُ وَ قَوْمُ لُوطٍ وَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ أُولئِكَ الْأَحْزابُ ( 13 ) إِنْ كُلٌّ إِلاَّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقابِ ( 14 ) وَ ما يَنْظُرُ هؤُلاءِ إِلاَّ صَيْحَةً واحِدَةً ما لَها مِنْ فَواقٍ ( 15 ) وَ قالُوا رَبَّنا عَجِّلْ لَنا قِطَّنا قَبْلَ يَوْمِ الْحِسابِ ( 16 ) خداى جلّ جلاله پيغمبر را تسلّى و دل خوشى ميدهد ميگويد : اى محمّد مپندار كه تو اوّلين پيغمبرى كه قوم او او را بدروغ داشتند بلكه پيش از تو پيغمبران را تكذيب كرده‌اند چنان كه قوم نوح نوح را تكذيب كردند ، و عاد هود را ، و فرعون و قوم او موسى را
[ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتادِ ]
و فرعون را
« ذُو الْأَوْتادِ »
يعنى خداوند ميخها براى آن گفت كه : ملك و پادشاهى ثابت داشت و براى آنكه مردمان را به چهار ميخ عذاب كردى دو بر دست زدى و دو بر پاى و رها كردى تا بمردندى ، و ثمود صالح را تكذيب كردند ، و قوم لوط لوط را ، و اصحاب ايكه شعيب را ، اين جماعت احزاب ؛ نبودند الّا كه تكذيب كردند پيغمبران خود را ، پس واجب شد بر ايشان و سزاوار آمد ايشان را عقاب من براى كفر و تكذيب ايشان . آنگه گفت :
[ وَ ما يَنْظُرُ هؤُلاءِ ]
و نمىنگرند اين جماعت كه كفّار مكّه‌اند و منتظر نمىباشند مگر يك آواز را كه بيايد كه « 1 » آن را هيچ درنگى و زمانى و مهلتى نباشد و از رسول ( ص ) روايت كرده‌اند كه اين صيحه نفخهء صور است ابن عبّاس گفت : [ ما لها ] ايشان را پس از آن رجوع نباشد با دنيا مجاهد گفت :
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ بدون « كه » .