به آن زنده گرداند خلقان را در ميانهء دو نفخه سدّى گفت : نامى است از نامهاى خداى تعالى و گفتهاند : اشارت است بهر نامى از نامهاى خداى تعالى كه در اوّل وى صادر است چون صانع و صمد و صادق و اهل اشارت گفتند كه : فعل ماضى است اى صاد محمّد قلوب العارفين بالقرآن ، محمّد صيد دلهاى خداشناسان كرد به قرآن . خداى تعالى قسم ياد كرد و سوگند خورد كه : بحرمت ص و بحرمت قرآن خداوند شرف و ذكر و موعظه كه : اين قرآن معجزى است دليل بر صدق محمّد و اگر صاد نام سوره باشد معنى اين بود كه : اين سوره آنست كه : جملهء فصحا را عاجز گردانيد از معارضه آوردن آنگه قسم كرد به قرآن و [ ذكر ] بيان است و شرف « و انّه لذكر لك و لقومك » و [ ذكر ] موعظه است و ياد كرد « 1 » آنچه بدان محتاج باشند از شرايع و غير آن از توحيد و عدل و ذكر انبيا و احوال قيامت
[ بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا ]
نه آن كسانى كه كافر شدند از اهل مكّه ايشان در عزّت و تكبّرىاند از قبول كردن حقّ و در خلافى و عداوتىاند با اهل حقّ گو : منتظر باشيد و چشم داريد عذاب ما را ما ميتوانيم كه ايشان را هلاك گردانيم چنان كه پيش ازيشان هلاك كرديم ديگران را ، آنگه ابتدا كرد و گفت : اى بسا كه ما هلاك كرديم از پيش ايشان گروهى را كه چون عذاب ما مشاهده كردند فرياد برآوردند و استغاثت « 2 » كردند كس ايشان را بفرياد نرسيد و هنگام گريختن نبود تا بگريزند و از عذاب برهند . عبد اللّه عبّاس گفت : كفّار مكّه چون قتال كردندى و كارزار « 3 » بر ايشان سخت شدى گفتندى : المناص المناص بگريزى بگريزى « 4 »
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ : « ياد كردن » و گويا متن مصدر مرخم است نه فعل ماضى پس به صورت اضافه بايد خواند .
( 2 ) در بعضى نسخ : « استعانت » .
( 3 ) در تفسير ابو الفتوح : « كار » .
( 4 ) كذا در نسخهء قديمى و بعضى نسخ ديگر بتكرار « المناص و بگريزى » ( بصيغهء مفرد ) .
و در بعضى نسخ و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) بدون تكرار و در بعضى نسخ : « بگريزيد » پس « بگريزى » بجاى جمع به كار رفته است طبق اصطلاح ابو الفتوح ( ره ) در سراسر تفسير خود .