ايشان چون وليد مغيره و ابو جهل و هشام و عتبه و شيبه و عاص وائل برفتند و گفتند يكديگر را كه : برويد و صبر كنيد بر خدايان خود كه ما را در كار محمّد هيچ حيله و چارهء نماند كه اين كار محمّد كارى است كه خواست « 1 » شد و براى وى پرداخته آمد يا خود اين چيزى است كه از جملهء نوايب و حوادث ايّام است بدست كس برنيايد دفع كردن آن چيز ، جز صبر كردن چارهء ديگر نيست و گفتهاند كه : معنى اينست كه : برويد و بر پرستيدن بتان خود صبر كنيد كه اين كارى است كه خداى از شما خواسته است و بتقدير وى است . تا معلوم شود كه ايشان با كفر قدرى بودهاند و كفر خود بتقدير خداى تعالى گفتهاند .
[ ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ ]
ما نشنيديم اين حديث در دين و ملّت بازپسين يعنى ترسائى كه ترسايان بيك خداى نگويند بسه خداى گويند ، نيست اين سخن الّا سخنى دروغ يعنى محمّد دروغ ميگويد بر خداى كه :
خداى مرا فرستاده است و قرآن را به من وحى كرده است
[ أَ أُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ ]
از ميان ما همه اين ذكر كه قرآن است بر وى فرستادند ؟ ! او را چه اختصاص بود به اين ؟ ! آنگه گفت :
[ بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ ]
نه كه ايشان در شكّ انداز ذكر من و وحى من ، نه كه ايشان هنوز عذاب من نچشيدهاند اگر چشيده بودندى و از عذاب من خبر داشتندى اين نگفتندى .
[ سوره ص ( 38 ) : آيات 9 تا 11 ]
أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ ( 9 ) أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبابِ ( 10 ) جُنْدٌ ما هُنالِكَ مَهْزُومٌ مِنَ الْأَحْزابِ ( 11 )
يا بنزديك اين كافرانست خزينهاى رحمت خداى تعالى يعنى بدست ايشان نيست تا بهر كه ايشان خواهند ميدهند و هر كجا كه ايشان را بايد مىنهند و مراد برحمت نبوّت است چنان كه در ديگر آيت گفت :
« أَ هُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ »
[ أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ]
يا خود ملك و پادشاهى آسمان و زمين و آنچه در ميان ايشانست
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ : « خواسته » .