و اين سخن گفتهايم و حكم رانده كه لشكر ما غالب باشند پس تو اى محمّد ازيشان اعراض كن و روى بگردان تا زمانى اندك بگذرد آنگه ترا بقتال ايشان فرمائيم و بنگر بايشان و ايشان را ببين در وقت عذاب تا چگونه خوار و حقير باشند كه زود باشد كه : ايشان نيز ببينند عذاب خود را از قتل و اسر و ظفر تو بر ايشان اى « 1 » به عذاب ما استعجال ميكنند ، و بتعجيل عذاب ميخواهند چون عذاب ما بساحت و ميان سراى ايشان فرود آيد بد باشد صباح آنان كه ايشان را بيم كرده باشند و روى ازيشان بگردان تا زمانى ؛ تكرار براى تأكيد و زيادتى دلخوشى رسول كرد و ببين آنچه وصف آن نتوان كرد كه ايشان نيز زود باشد كه ببينند : پاك است و منزه خداى تو ؛ آن خداى كه خداوند عزّت است از آنچه ويرا صفت ميكنند ، و درود و سلام بر پيغمبران باد و شكر و سپاس مر خداى عالميان را .
از امير المؤمنين على عليه السّلام روايت كردند كه هر كه خواهد كه بپيمانهء تمام وى را مزد دهند بايد كه آخر سخن وى كه از مجلس برخيزد ابن باشد كه : بگويد :
[ سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ * وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ * وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ]
.
هامش
( 1 ) كذا در جميع نسخ يعنى : « آيا » .