الّا كه او را مقامى هست معلوم كه در آن مقام خداى را پرستد و از آنجا فراتر نرود يا هر يكى را مقامى هست از عبادت كه آن عبادت كند و از آن در نگذرد و آنكه چنين باشد بندهء باشد بر حدّ خود استاده « 1 » براى عبادت نه دخترى ، و مائيم كه صف زدگانيم براى عبادت و نماز . چون اين آيت آمد مسلمانان نيز در نماز صفها بركشيدند و جماعت كردند و در هيچ ملّتى اين نبوده است و مائيم تسبيح گويندگان و نمازكنندگان عبد اللّه عبّاس گفت : در آسمان مقدار بدستى « 2 » جاى نباشد الّا كه برو فريشتهء « 3 » باشد در تسبيح و نماز آنگه ذكر سخنان اهل مكّه كرد و گفت : بدرستى كه اهل مكّه مىگويند : اگر نزديك ما كتابى و ذكرى بودى از گذشتگان ما نيز از جملهء بندگان صالح و مخلص بوديمى « 4 » ايشان چنين ميگفتند چون ذكر و قرآن بايشان آمد به آن كافر شدند آرى زود باشد كه بدانند آنچه كردهاند « 5 » چون جزاى آن بينند
[ وَ لَقَدْ سَبَقَتْ ]
بدرستى كه پيشى گرفت و سابق گشت كلمهء ما براى بندگان مرسل خود از پيغمبران و آن كلمه اينست كه ايشان منصور و ظفر يافته باشند يعنى ما حكم كردهايم بنصرت ايشان .
[ سوره الصافات ( 37 ) : آيات 173 تا 182 ]
وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ ( 173 ) فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ ( 174 ) وَ أَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ( 175 ) أَ فَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ ( 176 ) فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ ( 177 )
وَ تَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ ( 178 ) وَ أَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ( 179 ) سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ( 180 ) وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ ( 181 ) وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ( 182 )
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ : « ايستاده » .
( 2 ) در نسخهء قديمى : « كف دستى » و در تفسير ابو الفتوح : « مقدارى بدستى » در برهان قاطع گفته : « بدست بكسر اول و ثانى و سكون سين بىنقطه و فوقانى واجب را گويند و به عربى « شبر » خوانند و بفتح اول و ثانى هم آمده است » پس ترديد مصحح تفسير ابو الفتوح و بعبارت « هكذا فى الاصل » مذيّل نمودن بى مورد است .
( 3 ) در بعضى نسخ : « فرشته » .
( 4 ) در بعضى نسخ « مىبوديم » و در بعضى ديگر : « بودمى » و در تفسير ابو الفتوح ( ره ) ( ج 4 چاپ اول ؛ ص 453 ؛ س 4 ) : « بودمانى » .
( 5 ) در دو نسخه : « كرده باشند » .