اهل او را از اندوهى بزرگ و آن اندوه و غم غرق بود ، كافران را غرق « 1 » كرديم و فرزندان ويرا باقى گذاشتيم و ايشان را خليفهء زمين گردانيديم نوح را سه پسر بود سام و حام و يافث ؛ سام پدر عرب بود و پدر پارسيان و روميان ، و حام پدر سياهان بود از مشرق تا مغرب از هند و زنگ و حبشه ، و يافث پدر ترك و خزر و يأجوج و مأجوج بود و چهار دختر داشت
[ وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ ]
و رها كرديم برو در ميان امّتان بازپسين ثناء نيكو و سلام بر وى ، هر كه ميآيد و ميگذرد ميگويد « 2 » :
سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ
، سلام بر نوح پيغمبر باد در ميان جهانيان .
[ إِنَّا كَذلِكَ ]
ما همچنين جزا دهيم نيكوكاران را و نوح ما را از جملهء بندگان مؤمن بود لا جرم وى را نجات داديم و ديگران را هلاك كرديم .
[ سوره الصافات ( 37 ) : آيات 83 تا 94 ]
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ ( 83 ) إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ( 84 ) إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ ما ذا تَعْبُدُونَ ( 85 ) أَ إِفْكاً آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ ( 86 ) فَما ظَنُّكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ ( 87 )
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ ( 88 ) فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ ( 89 ) فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ ( 90 ) فَراغَ إِلى آلِهَتِهِمْ فَقالَ أَ لا تَأْكُلُونَ ( 91 ) ما لَكُمْ لا تَنْطِقُونَ ( 92 )
فَراغَ عَلَيْهِمْ ضَرْباً بِالْيَمِينِ ( 93 ) فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ ( 94 )
از جملهء اتباع و پس روان نوح ابراهيم پيغمبر بود در اصول دين و صبر كردن بر ايذاء كافران
[ إِذْ جاءَ رَبَّهُ ]
چون بخداى خود رسيد با دلى بسلامت از شرك و كفر و شكّ و نفاق هشام بن عروه گفت كه : پدرم مرا گفت : نگر تا از جملهء لعّانان نباشى كه ابراهيم عليه السّلام هرگز كسى را لعنت نكرد ، ازينجا گفت : عمّش را آذر و قوم خود را كه بت پرستان بودند : شما چه چيز را مىپرستيد ؟ آيا « 3 » خدايان بدروغ را ميخواهيد كه پرستيد بدون خداى ؟ و قصد عبادت ايشان ميكنيد ؟ ! گمان شما چيست بخداى عالميان ؟ چه چيز مىپنداريد كه خداى با شما كند چون غير وى را عبادت « 4 »
هامش
( 1 ) در نسختى : « غرقه » .
( 2 ) در نسخهء قديمى : « و ميگويد » .
( 3 ) در نسخهء قديمى و چند نسخه ديگر : « اى » .
( 4 ) در بعضى نسخ : « خدمت » .