تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
و عجم هر چيزى را كه زشت باشد گويند كه : ديو را ماند ، و گويند كه : در عرب درختى است معروف قبيح المنظر كه او را « رءوس الشّياطين » خوانند
[ فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْها ]
ايشان از غايت گرسنگى از آن درخت بخورند و شكمها را پر گردانند آنگه تشنه گردند آب خواهند بعد از مدّتى دراز ايشان را شرابى « 1 » دهند آميخته به آب گرم سوزاننده آنگه ايشان را با دركهء برند كه آن را « جحيم » خوانند آتش آن بغايت افروخته باشد آنگه بيان كرد و گفت : ايشان را اين براى آن بود كه پدران خود را گمراه يافتند بر مذهب و طريقهء پدران خود رفتند « 2 » و بر اثر ايشان شتافتند
[ وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ ]
بدرستى كه ضالّ و گمراه شدند پيش از ايشان بيشترين پيشينگان ، و هميشه چنين بوده است اهل حقّ اندك بوده‌اند و اهل باطل بسيار .

[ سوره الصافات ( 37 ) : آيات 72 تا 82 ]

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا فِيهِمْ مُنْذِرِينَ ( 72 ) فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ ( 73 ) إِلاَّ عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ( 74 ) وَ لَقَدْ نادانا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ ( 75 ) وَ نَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ( 76 ) وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ ( 77 ) وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ( 78 ) سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ ( 79 ) إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ( 80 ) إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ( 81 ) ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ( 82 ) ما در ميان ايشان پيغمبران فرستاديم بيم كننده و آگاهى دهنده پس تو بنگر اى محمّد تا عاقبت آنان كه پيغمبران بايشان فرستاديم چگونه بود و بكجا رسيد از عذاب و هلاك ايشان ؟ ! آنگه طرفى از قصّهء نوح آغاز كرد و گفت : نوح پيغمبر ما را ندا كرد و از ما نصرت خواست گفت : خداوندا
أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ
، كافران بر من غلبه كردند تو مرا نصرت « 3 » ده و داد من از ايشان بستان ، ما ويرا جواب داديم و نيكو اجابت كننده باشيم ما بندگان خواننده و در ماندهء خود را و برهانيديم او را و
هامش
( 1 ) در نسخهء قديمى : « شراب » . ( 2 ) در نسخهء قديمى : « رفتن » . ( 3 ) در نسخهء قديمى و بعضى نسخ ديگر : « نصرتى » .