و سرور است و حاصل درخت زقّوم محنت و رنج و ثبورست ، چيزى بهتر از ديگرى جائى گويند كه در آن ديگر اندك خيرى باشد و در زقّوم هيچ خير نيست اين براى آن گفت تا سفاهت رأى و سخافت خرد ايشان بايشان نمايد و بدانند كه آنچه ايشان اختيار كردند هيچ عاقلى اختيار نكند و ايشان مقرّ شوند كه در زقّوم هيچ خيرى نيست و اين چنان باشد كه يكى از ما گويد : خير بهتر باشد يا شرّ ؟ و نفع بهتر باشد يا ضرّ ؟
و غرض او آن باشد تا فساد رأى و جهل وى آشكارا گرداند « زقّوم » ميوهء است در غايت كراهت و نهايت تلخى و درخت او سخت گندا « 1 » و ناخوشبوى .
[ إِنَّا جَعَلْناها ]
بدرستى كه ما اين درخت را فتنهء ظالمان و امتحان كافران گردانيديم قتاده گفت : وجه فتنه آن بود كه ايشان گفتند : اينكه محمّد ميگويد محال است در دوزخ چگونه درخت زقّوم باشد ؟ ! چه آتش درخت سوزد در آتش درخت چگونه رويد ؟ ! و گفتند : معنى فتنه عذاب است يعنى ما اين درخت را عذاب ظالمان گردانيديم و گفتند كه : زقّوم بلغت بربر « 2 » و افريقيّه خرما باشد و شهد ، كافران گفتند كه : محمّد ما را بدين تهديد مىكند و ميگويد : طعام شما در دوزخ اين خواهد بود و ما همه روز از اين ميخوريم اين بر وجه استهزا و افسوس گفتند خداى تعالى بر ايشان ردّ كرد و گفت : نه چنانست كه ايشان مىپندارند
[ إِنَّها شَجَرَةٌ ]
درخت زقّوم درختى است كه در بن دوزخ و قعر او رويد شكوفهء او يعنى ميوهء او كه از وى بيرون آيد پندارى كه چون سرهاى ديوان است هيچ دركهء از دركات دوزخ نباشد تا كه شاخى از شاخهاى او در آنجا نباشد تشبيه ميوه در زشتى و مكروهى بسر ديوان كرده است باز آنكه « 3 » كس سر ديو نديده است براى آنكه در دلها مقرّر است و در نفسها مصوّر است زشتى آن تا در عرب
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ : « گنده » و در بعضى « گنديده » و در تفسير ابو الفتوح ( جلد 4 چاپ اول ص 431 س 21 ) : « گندبو » ، در برهان قاطع گفته : « گندا بر وزن عمدا چيزى را گويند كه گنديده و از آن بوى ناخوش آيد » .
( 2 ) در بعضى نسخ : « برابره » و آن جمع « بربرى » است مانند ديلمىّ و ديالمه .
( 3 ) در بعضى نسخ « با آنكه » و در بعضى ديگر : « با وجود آنكه » .