تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩

[ سوره الصافات ( 37 ) : آيات 50 تا 61 ]

فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ ( 50 ) قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ إِنِّي كانَ لِي قَرِينٌ ( 51 ) يَقُولُ أَ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ ( 52 ) أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَدِينُونَ ( 53 ) قالَ هَلْ أَنْتُمْ مُطَّلِعُونَ ( 54 ) فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَواءِ الْجَحِيمِ ( 55 ) قالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدْتَ لَتُرْدِينِ ( 56 ) وَ لَوْ لا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ ( 57 ) أَ فَما نَحْنُ بِمَيِّتِينَ ( 58 ) إِلاَّ مَوْتَتَنَا الْأُولى وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ( 59 ) إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ( 60 ) لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ ( 61 ) پس ايشان بر تختها روى به يكديگر آورده از يكديگر سؤال كنند و يكديگر را ميپرسند چنان كه عادت باشد كه جمعى دوستان كه يكديگر را نديده باشند چون بهم رسند احوال يكديگر پرسند گويندهء از ميان ايشان گويد : مرا در دنيا قرينى و همسرى بود مجاهد گفت : شيطانى مقاتل گفت : دو برادر بودند ديگران گفتند دو شريك بودند يكى كافر بود فطرس نام و ديگرى مؤمن يهودا نام اين قرين و همسر مرا ميگفت كه : تو از جملهء آنانى كه براست دارندگان بعث و نشوراند ؛ اى « 1 » ما چون بميريم و خاك و استخوان گرديم ما را زنده گردانند و حساب ما بكنند و جزاى ما بدهند ؟ ! چون آن گوينده اين سخن بگويد خداى تعالى با يكى از جملهء فرشتگان ايشان را گويد : هيچ ميخواهيد تا بر حال آن قرين واقف شويد و ويرا ببينند ؟ ! پس خداى تعالى سوراخى از بهشت پديد آرد در دوزخ تا او مطّلع شود بنگرد ويرا در ميان دوزخ بيند روى بوى آرد و گويد : بخداى كه نزديك بود مرا هلاك گردانى بدعوت كردن تو مرا با كفر و معاصى و اگر نه نعمت خداى تعالى و لطف وى بودى و نگاهداشت وى ؛ من نيز از جملهء حاضر كردگان دوزخ بودمى
[ أَ فَما نَحْنُ بِمَيِّتِينَ ]
اين سخن مؤمنان است كه در بهشت از فرشتگان سؤال كنند و گويند : اى « 2 » ما جاويد باشيم درين بهشت ، جاويدى كه مرگ در عقب نباشد ؟ - و ما نميريم و شربت مرگ نچشيم غير آنكه چشيده‌ايم و جز آنكه كشيده‌ايم ؟ ! و ما را پس از
هامش
( 1 ) در غالب نسخ در هر دو مورد : « آيا » . ( 2 ) در غالب نسخ در هر دو مورد : « آيا » .