و كار چنين شد و بديدى تو كه ايشان همه گمراه گشتند كه از پى من نيامدى و مرا ازين كار آگاه نكردى ؟ ! اى در فرمان من عصيان كردى ؟ و در أمر من عاصى شدى ؟ ! و گفتهاند كه : معنى اينست كه وى را گفت : اى هارون ترا چه بازداشت از متابعت كردن من چون ايشان را ديدى كه گمراه شدند چرا متابعت من نكردى و تابع من نشدى در زجر كردن ايشان و قتال كردن با كافران ؟ موسى سخت خشم بود و در كار خداى خشم عظيم گرفتى چون ديد كه قوم وى گوساله پرست شدند پس از آنكه اين همه آيات و معجزات ديدند خود را نگاه نتوانست داشتن ألواح را بينداخت و در برادر خود افتاد چنان كه كسى در حال خشم در خود افتد و موى سر و محاسن خود بگيرد ، موسى سر و محاسن برادر خود بگرفت هارون گفت :
[ يَا بْنَ أُمَّ
« 1 »
]
اى پسر مادر من ، ذكر [ مادر ] براى آن كرد تا شفقت و رحمت رحم در حركت آيد و او را مانع شود از آنچه مىكند
[ لا تَأْخُذْ
« 2 »
]
محاسن و سر من در كنار مگير ؛ گفتهاند : اين بر وجه كنايت گفت چنان كه كسى گويد كه : دست از سر و ريش من بدار ؛ كه من درين كار بيجرمم مرا برين مطالبت و مؤاخذت مكن . و گفتند كه :
اندر آن روزگار عادت آن بود كه بجاى مصافحه و معانقه اين معامله كردندى و منفّر نبود براى آنكه معتاد بود و به ظاهر آيت اين وجه لايقتر است .
[ إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ ]
من ترسيدم
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ يَا بْنَ أُمَّ ]ابن كثير و ابو عمرو و عاصم بروايت حفص خواندند :[ يَا بْنَ أُمَّ ]بفتح ميم و باقى قرّاء بكسر ميم . وجه قرائت اوّل آن باشد كه اين را مع الامّ يك اسم كرده است و آن را بنا كرده بر فتح نحو [ خمسة عشر ] جز آنكه « خمسة عشر » متضمّن است معنى واو را و الاصل : خمسة و عشر ، و اين لفظ متضمّن معنى لام است و التّقدير ابن لامىّ و گفتند : تقدير آنست يا ابن امّاهها و الف بترخيم بيفكند . و گفتند : بر لغت آن گروه است كه گويند از عرب : يا ربّاه و يا أمّاه ؛ بمعنى يا ربّى و يا امّى ، و اين را بيان كردهايم . و وجه قرائت دوّم آنست كه اصل [ يا بن امّى ] بوده است يا بيفكند و اكتفى بالكسرة عن الياء چنان كه در اخوات او بيان كرديم ؛ گفت : اى برادر من » .
( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته :[ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لا بِرَأْسِي ]محاسن و سر من در كنار مگير . در اين دو وجه گفتند يكى آنكه : در آن روزگار عادت آن بود كه بجاى مصافحه و معانقه اين معنى كردندى و منّفر نبودى براى آنكه معتاد بود و آنچه به عادت بود مختلف شود باختلاف اوقات و اشخاص و اماكن . وجهى ديگر آنست كه اين بر وجه كنايت ميگويد چنان كه يكى از ما گويد : دست از سر و ريش من بدار كه من در اين كار بىجرمم يعنى اين جرم بر من منه و مرا به اين مطالبه و مؤاخذه مكن . و دعنى من هذا الحديث » .