تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
فراموش كرده است و بطور رفته بطلب او « 1 » .
[ أَ فَلا يَرَوْنَ ]
صورت استفهام است و مراد تقريع و توبيخ است و تنبيه ايشان بر خطا ؛ گفت : اى « 2 » نمىبينند و نميدانند كه او هيچ گفتارى را ردّ نميكند يعنى اگر با او سخن گويند جواب ندهد و مالك منفعت و مضرّت ايشان نيست .
[ وَ لَقَدْ قالَ لَهُمْ هارُونُ ]
ايشان را گفت هارون پيش ازين : اى قوم مكنيد ؛ اين فتنه و امتحانى است كه شما را كرده‌اند و آزمايشى ، خداى شما و آفريدگار شما خدائيست بخشنده و بخشاينده و روزى دهندهء خلقان ، متابعت من كنيد و فرمان من بريد و بدون خداى خدائى مگيريد ، ايشان جواب دادند و هارون را گفتند : ما هميشه برين مقيم باشيم و از پرستيدن عجل فراتر نشويم تا آنگه كه موسى با نزديك ما آيد ، هارون از ايشان تبرّى كرد و دور شد از ايشان با آن دوازده هزار مرد كه با او بودند و باقى قوم گرد بر گرد عجل ميگشتند ؛ گاهى رقص ميكردند ، و گاهى سجده ميكردند ، و شهقه و نعره ميزدند و نشاط ميكردند ، موسى عليه السّلام چون از دور آواز ايشان شنيد آن هفتاد مرد را كه با او بودند گفت : هذا صوت الفتنة ، اين آواز فتنه است ، چون هارون را بديد او را در كنار گرفت و حال پرسيد هارون همهء احوال بازگفت .

[ سوره طه ( 20 ) : آيات 92 تا 96 ]

قالَ يا هارُونُ ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَيْتَهُمْ ضَلُّوا ( 92 ) أَلاَّ تَتَّبِعَنِ أَ فَعَصَيْتَ أَمْرِي ( 93 ) قالَ يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لا بِرَأْسِي إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلِي ( 94 ) قالَ فَما خَطْبُكَ يا سامِرِيُّ ( 95 ) قالَ بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ الرَّسُولِ فَنَبَذْتُها وَ كَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي ( 96 ) موسى هارون را گفت : اى هارون ترا چه منع كرد از آنكه چون اين حال افتاد
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و اين از سر كفر و جهل و تقليد و حبّ عبادت عجل گفتند و اين قول قريب است بصواب و اگرچه قول اوّل ممتنع نيست و آن محمول بود بر تشديد تكليف و محنت . و بعضى دگر گفتند :[ فَنَسِيَ ]حكايت كلام ايشان نيست بل كلام خداست و معنى او آنكه : فنسى السّامرى عهد موسى ، أى ترك ؛ سامرى عهد موسى رها كرد ، و قول اوّل به ظاهر آيت و سياقت او لايقتر است » . ( 2 ) - [ اى ] يعنى آيا .